تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1146

مساهمون:

ص١١٤٦
بدل پيك و نامه سوى عدو * تير دارد رسول و مرگ پيام هم نپيوسته با سخا تعطيل * هم نيالوده با سخن دشنام بخت ز اقبال او رسيده به فخر * جود ز افضال او رسيده بنام در پناه حمايتش افلاك * در جوار رعايتش اجرام پى دعوت ز فضل كرده رسول * پى حجت ز عقل كرده امام لجه و طبع او كفيل محيط * قلزم و دست او زعيم غمام فضل او سر غيب را كشاف * فيض او قسم خلق را قسام هم سخن ديده از دمش اعزاز * هم سخا ديده از كفش اكرام اى تو را جنبش ستاره مطيع * اى تو را گردش زمانه غلام معجز موسويت خوش برداشت * سحر سحار و حكمت بلعام باز دست شهى و نيست گريز * از شكار تذرو صيد حمام تيغ بزدودهء مجرب را * چند ازين رنج و بند و حبس نيام آخر اى خور بتاب از سر كوه * آخر اى مه برآى بر لب بام اى سرانگشت احمدى بشكاف * سينهء ماه و دعوتى كن عام گه سزد جز تو پيشواى عباد * گه بود جز تو اختيار انام با نبى كس چه گويد از بوجهل * با صمد كس چه گويد از اصنام جم چو تدبيرهاى آصف ديد * ننهد كار ملك با دد و دام قحط كنعان چه مىكند يوسف * مصر بنهاده خوان و كرده طعام خبر كاهنان چه خواهد كرد * آنكه بشنيد وحى و ديد الهام مردمان قدر خنجر مريخ * بازداند ز نشتر حجام در مصاف فراسياب شناخت * شاه كاووس رستم از رهام رزم را تا كنند تيغ بران * بزم را تا نهند جام مدام سر خصم تو باد و ضربت تيغ * لب يار تو باد و بوسهء جام تا فروزنده مهر آتش‌رنگ * تا خرامنده چرخ مينافام بىتو اجرام را مباد فروغ * بىتو افلاك را مباد خرام
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1146 | رضا قليخان هدايت