چرخ سه پى بدست تير گزين به شصت * اين اژدر دوسر آن گرزهء دمان
از پيكر عدو در خون گرم او * بس كوه آورى در بحر بيكران
اى عندليب خيز بگشاى ناى خويش * بر راه خسروى زين طرف بوستان
در نامه در مدح آور ز كان طبع * از خامه مشك تر بفشان بزبرقان
كس ديده در جهان سه مار يكدهن * كس ديده در جهان يك مار دو زبان
وانگه به مدح شاه نوش آورد چو نحل * وانگه به خصم شاه نيش آورد گزان
دانى چه باشد اين من بنده را قلم * دانى چه باشد آن من بنده را بنان
در اين شگرف شعر در اين شگفت بحر * هم در مديح شاه كلك آورم چمان
فتحعلى شه آنك آمد به روزگار * اسكندرش غلام داراش پاسبان
اين نيل رو سپهر اين تند پو نجوم * از مجمرت شرار از مطبخت دخان
طوبى مثال قد جنت همال خد * در پاى تخت شاه بس ماه مهرسان
كس ديده در جحيم جنت كند مقام * كس ديده در سعير طوبى شود روان
طوباى دلنشين قدشان ميان دل * فردوس جاننشان خدشان ميان جان
از خامه مشك تر آورده عندليب * يا بار مشك را بگشاده كاروان
آن دم كه آورم رخش سخن به زين * پس برجهانمش چون صرصر بزان
مفلق هنروران بينيم در ركاب * خنديد شاعران يابيم در عنان
تا اشهب صباح تا ادهم مساء * در زير ران دهر هستند رايگان
صبح عدوى تو شام حبيب تو * چون موى نيكوان چون روى دلستان
و له ايضا فى مدح الخاقان
چو خورشيد رخش سر برزند از چاك پيراهن * بينبايد به گل گردون ز خجلت مهر را روزن
رخش با زلف مشكافشان خويش بر عارض رخشان * لبش با رشتهء دندان دلش در پيكر روشن