تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1111

مساهمون:

ص١١١١
چرخ سه پى بدست تير گزين به شصت * اين اژدر دوسر آن گرزهء دمان از پيكر عدو در خون گرم او * بس كوه آورى در بحر بيكران اى عندليب خيز بگشاى ناى خويش * بر راه خسروى زين طرف بوستان در نامه در مدح آور ز كان طبع * از خامه مشك تر بفشان بزبرقان كس ديده در جهان سه مار يك‌دهن * كس ديده در جهان يك مار دو زبان وانگه به مدح شاه نوش آورد چو نحل * وانگه به خصم شاه نيش آورد گزان دانى چه باشد اين من بنده را قلم * دانى چه باشد آن من بنده را بنان در اين شگرف شعر در اين شگفت بحر * هم در مديح شاه كلك آورم چمان فتحعلى شه آنك آمد به روزگار * اسكندرش غلام داراش پاسبان اين نيل رو سپهر اين تند پو نجوم * از مجمرت شرار از مطبخت دخان طوبى مثال قد جنت همال خد * در پاى تخت شاه بس ماه مهرسان كس ديده در جحيم جنت كند مقام * كس ديده در سعير طوبى شود روان طوباى دلنشين قدشان ميان دل * فردوس جان‌نشان خدشان ميان جان از خامه مشك تر آورده عندليب * يا بار مشك را بگشاده كاروان آن دم كه آورم رخش سخن به زين * پس برجهانمش چون صرصر بزان مفلق هنروران بينيم در ركاب * خنديد شاعران يابيم در عنان تا اشهب صباح تا ادهم مساء * در زير ران دهر هستند رايگان صبح عدوى تو شام حبيب تو * چون موى نيكوان چون روى دل‌ستان

و له ايضا فى مدح الخاقان

چو خورشيد رخش سر برزند از چاك پيراهن * بينبايد به گل گردون ز خجلت مهر را روزن رخش با زلف مشك‌افشان خويش بر عارض رخشان * لبش با رشتهء دندان دلش در پيكر روشن
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1111 | رضا قليخان هدايت