تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1076

مساهمون:

ص١٠٧٦
دل رفت و كسى نيست مرا واقف احوال * جز آنكه چو من نوسفرى داشته باشد آگاه ز حال دل يعقوب نباشد * جز آنكه چو يوسف پسرى داشته باشد

714 عوام كردستانى

اسمش ميرزا عبد اللّه ولد ميرزا احمد وزير سنندج بوده ، خود در زمان امارت و ولايت امان اللّه خان والى رتبهء وزارت داشته ، وقتى از جانب خاقان صاحبقران فتحعلى شاه جنت‌مكان مأمور به دولت روسيه شده ، با حشمتى موفور و همتى عظيم بدان دولت رفته و انجام خدمت داده باز آمد و نيك‌نامى تمام و قبول خواص و عوام حاصل كرد ، گويند به سماحت و فصاحت و صباحت بىنظير بوده ، در سنهء 1235 كه در ولايت سنندج كردستان فتنه برخاسته بود هدف تير قضا شد و درگذشت از اوست :
نازم به كشورى كه مدام از شراب عشق * مفتى قرابه‌كش بود و شهريار مست مستى رواج يافت به دهر آن‌چنان‌كه شد * صوفى به كنج صومعه بىاختيار مست در ميكده آن بتان كه هستند * زيبا بت ما همىپرستند تركان ختا كه دلربايند ربايند * دل‌دادهء آن دو چشم مستند

715 عالى شيرازى

نام شريفش ميرزا محمد حسين خلف الصدق ميرزا محمد كلانتر سابق فارس و از اجلهء سادات و اما جد آن مملكت بوده ، در خوبى اخلاق و شكفتگى خاطر از همگنان طاق ، مجمعش مرجع شعرا و عرفا و مجلسش مجمع فضلا و ظرفا سالها به عزت زيسته و در حدود هزار و دويست و
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1076 | رضا قليخان هدايت