تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1072

مساهمون:

ص١٠٧٢

710 عنقاى قاجار

نامش محمد رحيم خان و خلف ميرزا محمد خان قاجار ، حاكم سبزوار ، والده‌اش همشيرهء بهرام على خان قاجار كشيكچىباشى ، نواب شاهزاده معظم ، حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس رحمه اللّه بوده ، چندى در خدمت معتمد الدوله منوچهر خان بوده ، از اشعار اوست :
هوا ز بوى رياحين چو طبلهء عطار * زمين ز سنبل و گل رشك گلستان باشد بود چو لاله زمين چون فلك به وقت غروب * به شب ز سبزه و نسرين چو آسمان باشد كشيد ابر به كهسار پرده‌هاى قصب * گشاد باد به گلزار حلهء گلگون دمن شد از اثر لاله صفحهء ارژنگ * چمن شد از مدد ژاله صحف انگليون هوا چو گيسوى شيرين ز بوى سيسنبر * زمين چو محفل خسرو وز رنگ آذريون نشانه‌ست ز جنات عرصهء گلزار * نمونه‌ست ز فردوس صفحهء هامون ز سعى ناميه اطراف راغ و باغ همى * به ديده مختلف آيد چو لون بوقلمون صفير بلبل كوهى برد ز دلها غم * نواى صلصل دشتى روان كند مفتون كنون كه لاله و گل كوه و باغ گلگون كرد * بخواه مطرب و ساقى و بادهء گلگون به بانگ چنگ بكش باده و بكن سرمست * به مدح شاه جهانبان چكامه‌اى موزون مهين شهنشه جمجاه ناصر الدّين شاه * كه بىبها بر جودش ذخيرهء قارون

و له

اى معنبر زلف دلبر تا كه مشك‌افشان كنى * قيمت مشك ختا را بىخطا ارزان كنى گاه بر رخسار خورشيد درخشانى غمام * گاه خود را هاله بر گرد مه تابان كنى