710 عنقاى قاجار
نامش محمد رحيم خان و خلف ميرزا محمد خان قاجار ، حاكم سبزوار ، والدهاش همشيرهء بهرام على خان قاجار كشيكچىباشى ، نواب شاهزاده معظم ، حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس رحمه اللّه بوده ، چندى در خدمت معتمد الدوله منوچهر خان بوده ، از اشعار اوست :
هوا ز بوى رياحين چو طبلهء عطار * زمين ز سنبل و گل رشك گلستان باشد
بود چو لاله زمين چون فلك به وقت غروب * به شب ز سبزه و نسرين چو آسمان باشد
كشيد ابر به كهسار پردههاى قصب * گشاد باد به گلزار حلهء گلگون
دمن شد از اثر لاله صفحهء ارژنگ * چمن شد از مدد ژاله صحف انگليون
هوا چو گيسوى شيرين ز بوى سيسنبر * زمين چو محفل خسرو وز رنگ آذريون
نشانهست ز جنات عرصهء گلزار * نمونهست ز فردوس صفحهء هامون
ز سعى ناميه اطراف راغ و باغ همى * به ديده مختلف آيد چو لون بوقلمون
صفير بلبل كوهى برد ز دلها غم * نواى صلصل دشتى روان كند مفتون
كنون كه لاله و گل كوه و باغ گلگون كرد * بخواه مطرب و ساقى و بادهء گلگون
به بانگ چنگ بكش باده و بكن سرمست * به مدح شاه جهانبان چكامهاى موزون
مهين شهنشه جمجاه ناصر الدّين شاه * كه بىبها بر جودش ذخيرهء قارون
و له
اى معنبر زلف دلبر تا كه مشكافشان كنى * قيمت مشك ختا را بىخطا ارزان كنى
گاه بر رخسار خورشيد درخشانى غمام * گاه خود را هاله بر گرد مه تابان كنى