تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1053

مساهمون:

ص١٠٥٣

697 طرب شيرازى

اسمش محمد رفيع خان بن ربيع خان ضابط حفرك و مرودشت از معارف عمال فارس و در شيراز مكرر صحبتش اتفاق افتاده عاملى كامل و ضابطى كافى بوده از اشعار اوست :
ز بيم انتقام وصل يار از هجر خوشنودم * كه نتواند فلك يك‌لحظه هرگز با منت بيند چه غم از اينكه بود مايلت دل همه‌كس * خدا كند كه نباشى تو مايل همه‌كس نمودم عجزى و گفتم شوم از عجز دمسازش * چه عجزى بود كافزودم از آن با خويشتن نازش گر قصد تو اين نيست كه از رشك بميرم * گويى ز چه بودم بر اغيار و نبودى

698 طوطى آذربايجانى

نام شريفش ابو الفتح خان و خلف الصدق ابراهيم خليل خان بن پناه خان حكمران شوشى است هميشه در ايل جوانشير رياست و بزرگى داشته‌اند معزى اليه به فضل و كمال و مناعت و جلال معروف و محمد صادق خان دنبلى مخاطب سلام عام حضرت خاقان مغفور همشيره‌زادهء ايشان بوده اين بيت از اوست :
دارم اندر هوس وصل خيال عجبى * چه خيال عجبى فكر محال عجبى