اى خط تو طبله طبله نافه * اى موى تو تودهتوده عنبر
باز آى به بوستان كه گشتهست * آماده مى و گلاب و شكر
از بادهء خام و پخته برگير * ياقوت مذاب و گوهر تر
مىكن ز بنفشه گاه بالين * بفكن ز شكوفه گاه بستر
گه پيش بنه كباب تيهو * گه نوش نما شراب خلر
و له ايضا
چشم ما را بست چشم بازش از ديدار غير * چشمبندى مىنمايد نرگس جادوى دوست
دورى ار ديدار جانان سر به سر رنج است و درد * گر تو را آسودگى بايد بكن رو سوى دوست
ز سرتاپاى و از سر پا تا به سر مهر و محبت شو * كه زيبادلبرت نيكويى از پا تا به سر باشد
الا اى طايران كوى جانان زودم امدادى * كه مقصد دور و طاير مرغكى بىبالوپر باشد
و له
اول به صفاى دل مر آينه را جان باش * پس آينه را بشكن وانگه خود جانان باش
باز جو سلطنت فقر كه تا دريابى * شه گدا باشد و سلطان به حقيقت درويش
هيچ جا معبد ما نيست چه مسجد چه كنشت * هيچكس محرم ما نيست چه زاهد چه كشيش
از لعل ترت خشك لبم تر خواهم * يعنى كه ز بوسه شهد و شكر خواهم
يك بوسه نه صدهزار خواهم زان روى * قند است لب تو و مكرر خواهم