ابو المعالى معتمد الدوله ميرزا عبد الوهاب نشاط اصفهانى رحمة اللّه عليه سعادت حضور اعلى يافت و قصيدهء مديحه معروض داشت و مطبوع افتاد و به تربيت وى اشارت رفت و به توجه خاطر خطير اعلى بشارت يافت و به تكميل كمالات مأمور شد در خدمت ملا محمد على عقدائى يزدى به صرف و نحو و منطق و معانى بيان و تفسير پرداخت و در علوم حكميه در نزد ملا اسماعيل و احد العين كه واسطهء عقد تلامذه جناب حكيم نورى ملا على بود تلمذ نمود و از معالم ذوق و معرفت در جناب ملا ولى اللّه هزارجريبى كه از كملين عهد بود حظهاى موفور حاصل نمود و مراتب عروض و قوافى را از آقا محمد كاظم واله فراگرفت و طريقهء انشا را از كتاب وصاف اقتباس كرد و به اندك مدتى مجتمع فضائل آمد در سنهء 1225 به تهران وارد شد و كتابى كه به سوق وصاف نگاشته بود به نظر معتمد الدوله رسانيد و پسند افتاد و در صحبت عم خود ميرزا باقر ناظر به سلطانيه رفته و به ملازمت خدمات نواب شاهزادهء معظم محمد ولى ميرزا حكمران يزد مخصوص آمد و در ديوان انشا رياست يافته تا غايت ايام ايالت در يزد بود على الجمله از نجباى عهد و مترسلين معاصرين بوده است و ديوانى مشتمل بر نظم و نثر عربى و فارسى و تركى مسمى به خزينهء طرب دارد كه به سه حقه منقسم است و هر حقه محتوى به پنج عقد و مفصلا به نظر رسيده از قصايد و غزليات فارسيهء اوست :
در مدحت نواب نايبالسلطنه عباس ميرزا نور اللّه مرقده
فروزان گشت شمع ماه اندر محفل گردون * هزاران لعبت سيمين شد اندر يكزمان پيدا
به دامان فلك انجم چو اشك ديدهء وامق * به اوج آسمان مه همچو عكس عارض عذرا
ميان باغ گلهاى چمن با عارض نيكو * كنار جوى سروان سهى با قامت رعنا
گلستان آنچنان گرديده روحافزا و جانپرور * كه گفتى شد شبيه بزم عيش زادهء دارا
وليعهد زمان شهزاده عباس آنكه مانندش * جلالتمند فرزندى نزايد مادر دنيا
زهى اسمش به فرمان مروت بهترين عنوان * خهى رسمش به توقيع فتوت بهترين طغرا
شد ار پير و جوان از جان مطيع او عجب نبود * كه او را رأى پيران حاصل است و طالع برنا