تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1019

مساهمون:

ص١٠١٩

در نعت و منقبت حضرت خاتم الانبياء ( ص )

بعد خدا آنچه بىشبيه و زوال است * نور رسول خدا محمد و آل است آل كدام ابن عم او اسد اللّه * بضعهء او وان دو شبل شيرمثال است نه تن پاك دگر كه آخر آنان * قايم عصر آن قوام ماضى و حال است احمد مرسل نبى خاص خداوند * اى كه عطاى تو را سبق به سؤال است زان لب گوهرفشان به گاه تكلم * نظم كلام است يا عقود لآل است خاك رهت را خواص چشمهء خضر است * خضر تو را ريزه‌خوار خوان نوال است يوسف دربان بارگاه جلالت * كرسى كرياس آستان جلال است اين چه جلال است تا چه مايه جليلى * تا به چه حدى جميل و اين چه جمال است نعل نعالت هلال و منطقهء چرخ * پاى جلال تو را شراك نعال است نور تو يك‌دم گرش مدد ننمايد * چشمهء خورشيد تيره‌تر ز زكال است ماه رخت در محاق خاك و ازين غم * قامت اخيار خم چو پشت هلال است منبر و محراب در تصرف قومى * جوق بعير است يا كه خيل بغال است نسبت آنان بدين كرده مسبح * تهمت و بهتان خطاى وزر و و بال است بستهء زنجير جور شير خداوند * كار زمانه به كام يك‌دو شگال است منبر در گريه زان جماعت مردود * معبد در ناله زان فريق ضلال است شرع درين ماجرا ز مويه چو موى است * ملت ازين ابتلا ز ناله چو نال است نور رسول است فارق حق و باطل * ملح اجاجى خليط آب زلال است من نتوانم سزاى مدح تو گفتن * ناطقهء چون منى به مدح تو لال است جزو مديحت كتاب رب حميد است * مدح تو را قابل آن خجسته مقال است شاعر ساحر به مدح احمد و آلم * شعر چنين شعر نيست سحر حلال است روح رهى اى رسول خاك رهت باد * گرچه خيال بلند و فكر محال است

تركيب‌بند در اظهار انابه و تحقيق و تمجيد مرتبهء انسانى

يك‌لحظه هوس‌رانى يك‌عمر پشيمانى * كس اين نكند يا رب من كردم و تو دانى