و له ايضا
چو دشت و كه را سنجاب و قاقم است ثياب * به تن ببايد پوشيد قاقم و سنجاب
چو بحر پرگهر آمد هوا ز گريهء ابر * به بحر عيش برانيم زورق مى ناب
سحاب آبان بفراخت خرگهى به فلك * كه ميخهاش جبال است و ميغهاش طناب
گوزن و گور به صحرا گريختند ز كوه * كه كوه پيسه پلنگى بود ز برف و سحاب
بدان نهيب ببارد به كه ز چرخ تگرگ * كجا گشايد بر ديو تيره تير شهاب
گلاب برزده ساقى به بزمم آمده است * به دست باده به رنگ گل و به بوى گلاب
در مدح نواب اميرزاده محمد محسن ميرزا
فراز بوستان چون خيمهزن ابر بهار آيد * فضاى باغ شرم چين و آزرم بهار آيد
شد آن كز سردى بهمن چمن افسرده شد چون من * كنون از فر فروردين در آن طبع بهار آيد
ز گلهاى ملمع باغ رشك سومنات آيد * ز بتهاى مرصع راغ شرم نوبهار آيد
هوا رخسار ريحان را ز گرد غم فروشويد * صبا اطفال بستان را چو دايه غمگسار آيد
همى تا بنگرى از قيروان تا قيروان بينى * هزار اندر هزار اشتر قطار اندر قطار آيد
به عشق اقحوان زى كه غزال از دشت مىتازد * به بوى ضيمران زى دشت رنگ از كوهسار آيد
چو ژاله بر شقيق افتد به صفوت چون عقيق افتد * چو آب از جويبار آيد به پاكى چون عقار آيد
هوا ازبس درين موسم قرين با اعتدال آمد * گهر از سنگ و لعل از شاخسار و گل ز خار آيد