شد ازين باغ و راغ مينودن * گشت از آن كوه و دشت مينا رنگ
آمد از نوك كلك ناميه باز * روى گيتى چو نامهء ارتنگ
نه بجز ابر ديدهء گريان * نه بجز غنچه مردمى دلتنگ
ميوه كز شهد جانفزا آمد * تلخش اندر بر انگبين چو شرنگ
مگرش بر زبان انا لحق رفت * كه چو منصور شد ز دار آونگ
سرخ بىغازه روى لالهء شوخ * مست بىباده چشم نرگس شنگ
آسمان بهر زيب محفل شاه * دايم آرد برون به صد فرهنگ
گوهر از سنگ خاره گوناگون * لاله از خاك تيره رنگارنگ
خسرو جم سپاه فتحعلى * آن مهان سرور مهين سرهنگ
راستى كار عالمى شده راست * از كمان كج تو همچو خدنگ
چرخ بهر نثار مقدم تو * لؤلؤ آرد ز بحر و لعل از سنگ
در مدح حضرت امير المؤمنين على ( ع )
سپيدهدم كه فكند آسمان حجاب ظلام * درآمد از درم آن سروقد سيماندام
نموده طلعتش از روشنى طليعهء صبح * گشوده طرهاش از تيرگى دريچهء شام
به بر چو آب حيات و به لب چو لعل مذاب * به قد چو سرو روان و به رخ چو ماه تمام
نهان به سنبل پرچينش آفت دوران * عيان ز نرگس فتانش فتنهء ايام
عيان ز حلقهء مشكين گيسوان رويش * چنان كه چهرهء خورشيد از سواد غمام
به صدر مسند نازش نشاندم و بستم * ميان به خدمتش از جان به صدهزار اكرام
دلش به مهرم پيوسته شد چو بگشودم * زبان به مدح جهان كرم امام كرام
على عالى اعلى امير كل امير * ولى والى و الا امام كل امام
تهمتنى كه چو بنهاد در معارك روى * دلاورى كه چو بگذاشت در محارب گام
دريد خنجرش اندر بر صدور صدور * شكست ناچخش اندر تن عظام عظام
در مدح وليعهد مبرور نايبالسلطنه عباس شاه
جهان ز ناز و نعم گشت چون رياض نعيم * به يمن عهد وليعهد شاه هفت اقليم