تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 996

مساهمون:

ص٩٩٦
شد ازين باغ و راغ مينودن * گشت از آن كوه و دشت مينا رنگ آمد از نوك كلك ناميه باز * روى گيتى چو نامهء ارتنگ نه بجز ابر ديدهء گريان * نه بجز غنچه مردمى دل‌تنگ ميوه كز شهد جانفزا آمد * تلخش اندر بر انگبين چو شرنگ مگرش بر زبان انا لحق رفت * كه چو منصور شد ز دار آونگ سرخ بىغازه روى لالهء شوخ * مست بىباده چشم نرگس شنگ آسمان بهر زيب محفل شاه * دايم آرد برون به صد فرهنگ گوهر از سنگ خاره گوناگون * لاله از خاك تيره رنگارنگ خسرو جم سپاه فتحعلى * آن مهان سرور مهين سرهنگ راستى كار عالمى شده راست * از كمان كج تو همچو خدنگ چرخ بهر نثار مقدم تو * لؤلؤ آرد ز بحر و لعل از سنگ

در مدح حضرت امير المؤمنين على ( ع )

سپيده‌دم كه فكند آسمان حجاب ظلام * درآمد از درم آن سروقد سيم‌اندام نموده طلعتش از روشنى طليعهء صبح * گشوده طره‌اش از تيرگى دريچهء شام به بر چو آب حيات و به لب چو لعل مذاب * به قد چو سرو روان و به رخ چو ماه تمام نهان به سنبل پرچينش آفت دوران * عيان ز نرگس فتانش فتنهء ايام عيان ز حلقهء مشكين گيسوان رويش * چنان كه چهرهء خورشيد از سواد غمام به صدر مسند نازش نشاندم و بستم * ميان به خدمتش از جان به صدهزار اكرام دلش به مهرم پيوسته شد چو بگشودم * زبان به مدح جهان كرم امام كرام على عالى اعلى امير كل امير * ولى والى و الا امام كل امام تهمتنى كه چو بنهاد در معارك روى * دلاورى كه چو بگذاشت در محارب گام دريد خنجرش اندر بر صدور صدور * شكست ناچخش اندر تن عظام عظام

در مدح وليعهد مبرور نايب‌السلطنه عباس شاه

جهان ز ناز و نعم گشت چون رياض نعيم * به يمن عهد وليعهد شاه هفت اقليم