تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 973

مساهمون:

ص٩٧٣

منتخب كتاب شهنشاه‌نامهء صافى در غزوات

به نام خداوند عقل‌آفرين * خداوند داد و خداوند دين خم چرخ جامى ز ميخانه‌اش * يم دهر رشحى ز پيمانه‌اش بر بود او هيچ بود همه * عدم با وجودش وجود همه ز ما تا به او اين همه راه نيست * و ليكن ازين ره كس آگاه نيست تمام از سفيد و سيه مغز و پوست * همه نيستند ار كسى هست اوست به هر پرده همواره صورت‌نگار * نگارنده پنهان صور آشكار اگر خواهى او درگشايد به تو * برون آ ز خود تا درآيد به تو

در نعت و منقبت نبى عربى ( ص )

پناه جهان خواجهء كاينات * به حق متحد در جميع صفات به زر خسروان جمع لشكر كنند * به لشكر جهانى مسخر كنند تهىدست و بىخيل و مال اى شگفت * نگر تا جهان را چگونه گرفت بلى آنكه شق كرد ز انگشت ماه * سزد گر بگيرد جهان بىسپاه كه را اين بزرگى است اى هوشمند * كه در پنج نوبت به بانگ بلند همه‌روزه از صبح تا گاه شام * در اقصاى گيتى چه خاص و چه عام شمارندش از گونه گونه صفات * گواهى دهندش به پاكى ذات شبى از مكان آن شه انس و جان * قدم زد به سرمنزل لامكان براى شفاعت به هر منزلى * به دامان زدش دست پا در گلى چو از خويش آمد به كلى برون * ز بيرون دريافت ره در درون نشستند آنگه به گفت و شنفت * بگفتند چندانكه بايست گفت بزرگ رسل آن خداوند هوش * به هنگام گفتن چو بگشاد گوش به گوش آمدش از وراى حجاب * صداى بنى عم خود بو تراب على صورت قدرت كردگار * على اولين نقش صورت‌نگار على رهبر موسى از رود نيل * على گلشن‌آراى باغ خليل