676 خواجه صادق
نويسندهء ولات كردستان بوده طبعى داشته اين دو بيت را از او نگاشت و نامى از وى به روزگار گذاشت :
از ازل صادق به دنيا ميل آميزش نداشت * چند روزى آمد و ياران خود را ديد و رفت
گرد تمكين تو گردم كه بدين شيوه اگر * به بهشت گذرانند تماشا نكنى
677 صافى اصفهانى
از سادات اصفهان و نامش ميرزا جعفر و از مشاهير شعراى زمان بوده غالب اوقات به غزلسرايى كه شيوهء خاص متأخرين است اشتغال داشته غزليات نيكو دارد و معروف است در اواسط حال متفطن شده كه بايد نظمى سرود كه مايهء رستگارى شود و كارى نمود كه منشأ اميدوارى بود ؛ معجزات و آثار حضرت سيد المرسلين و محاربات جناب امير المؤمنين سلام اللّه عليهم اجمعين را به نظم آورد و مدت ده سال اوقات صرف اين كار كرد . آن كتاب را شهنشاهنامه نام نهاد و نسختى از آن به حضرت سلطان اسلام فتحعلى شاه صاحبقران آورد ؛ مورد الطاف تازه و اشفاق بىاندازه شد ولى نسخهء آن كتاب انتشار نپذيرفت و در اغلب تذكرههاى معاصرين كه شرح حالى از وى نوشتهاند اشارتى به اين كار نكردهاند . فقير نسخهيى از آن كتاب به دست آورده و تيمناً و تبركاً بعضى اشعار آن را درين دفتر ثبت كرده كه به اين دستآويز اجرى دريابد و نام و نشان آن كتاب نيز مشتهر شود ؛ حاصل جناب سيد قريب به هفتاد سال عمر نموده بالاخره در سنهء 1219 وفات يافت و در مقبرهء مير ابو القاسم فندرسكى مدفون آمد . گويند دوازده هزار بيت ديوان دارد به نظر نرسيده قدرى از شهنشاهنامه و قليلى از مثنوى گلشن خيال وى و بعضى از ابياتش در اين كتاب ثبت مىشود از او است :