تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩

در اقتفاى طرز قصيدهء حكيم ناصر خسرو علوى و حكمت و موعظه و نعت حضرت نبوى ( ص )

از نيروى لا إله الا هو * بر جادوى ديو يافتم نيرو بر جادوى ديو پايمردى نه * جز نيروى لا إله الا هو از بال مبال كت رهايى نيست * سخت است حبال مكر اين جادو از هر سو رو نهى فرابينى * گسترده هزار دام از هر سو از يك‌سو طره‌هاى خم در خم * از يك‌سو دام رشتهء گيسو آن گردن و چشم آهوآسا بين * خون دل من به گردن آهو معشوق چه مىكنى چو عشقت نيست * اعمى نبرد به ديدگان دارو در مذهب عشق شرك خودبينى است * وان ديگر جرمها بود معفو از بهر نشست خاص خويش از دل * حق ساخته آن‌چنان نكو مشكو در خانهء خاص حق نشاندستى * حرص و شره كدخداى و كدبانو از خانه خدا اگر بينديشى * از توبه بساز خانه را جارو اينك برسيد موكب سلطان * با كوكبه و نفير و ها يا هو زن پيش كه ظلم را سزا بخشند * اى آدم ربنا ظلمنا گو چون وقت ثمر رسد درختان را * با نخل كجا مرى كند ناژو روى و مس خويش چند گويى زر * آتش گويد كه اين مس است آن رو از جوى دو ديده آبرويى كن * زان پيش كه خشك گرددت اين جو اى مانده به چنگ شير چون روباه * در چنگل باز مرگ چون تيهو زودا كه اجل رسيد هين برخيز * برساز تو برگ مرگ زود ازو با زور و زرى چو قارن و قارون * با برز و برى چو بيژن و برزو در پنجهء مرگ نرم چون مومى * رويين‌تن باش و آهنين‌بازو بگريز به قلعه‌اى كه يك سمجش * اين آهوپاى چرخ بىآهو از اشهد انّ لا إله او را * برج است و فصيل و خندق و بارو از در به درآ به شهر علم آنجا * آيين محمد است و دين او