در اقتفاى طرز قصيدهء حكيم ناصر خسرو علوى و حكمت و موعظه و نعت حضرت نبوى ( ص )
از نيروى لا إله الا هو * بر جادوى ديو يافتم نيرو
بر جادوى ديو پايمردى نه * جز نيروى لا إله الا هو
از بال مبال كت رهايى نيست * سخت است حبال مكر اين جادو
از هر سو رو نهى فرابينى * گسترده هزار دام از هر سو
از يكسو طرههاى خم در خم * از يكسو دام رشتهء گيسو
آن گردن و چشم آهوآسا بين * خون دل من به گردن آهو
معشوق چه مىكنى چو عشقت نيست * اعمى نبرد به ديدگان دارو
در مذهب عشق شرك خودبينى است * وان ديگر جرمها بود معفو
از بهر نشست خاص خويش از دل * حق ساخته آنچنان نكو مشكو
در خانهء خاص حق نشاندستى * حرص و شره كدخداى و كدبانو
از خانه خدا اگر بينديشى * از توبه بساز خانه را جارو
اينك برسيد موكب سلطان * با كوكبه و نفير و ها يا هو
زن پيش كه ظلم را سزا بخشند * اى آدم ربنا ظلمنا گو
چون وقت ثمر رسد درختان را * با نخل كجا مرى كند ناژو
روى و مس خويش چند گويى زر * آتش گويد كه اين مس است آن رو
از جوى دو ديده آبرويى كن * زان پيش كه خشك گرددت اين جو
اى مانده به چنگ شير چون روباه * در چنگل باز مرگ چون تيهو
زودا كه اجل رسيد هين برخيز * برساز تو برگ مرگ زود ازو
با زور و زرى چو قارن و قارون * با برز و برى چو بيژن و برزو
در پنجهء مرگ نرم چون مومى * رويينتن باش و آهنينبازو
بگريز به قلعهاى كه يك سمجش * اين آهوپاى چرخ بىآهو
از اشهد انّ لا إله او را * برج است و فصيل و خندق و بارو
از در به درآ به شهر علم آنجا * آيين محمد است و دين او