بر چشمهء نوش از در شنعت * چون بشكيبد روان عطشانم
با الفت لعل او كه مىدانى * از بوسه گهى لبش برنجانم
با زلفش از درازدستيها * زنجير جنون گهى بجنبانم
بىمنت ماه و رحمت خورشيد * از طلعتشان فروغ ايوانم
بر كوثر ليك دل پر از آذر * با يوسف ليك در به زندانم
گر عهد به سر نرفت معذورم * در عهد سپهر سست پيمانم
و له ايضا به اديب همدانى فرستاده
روزى كه تو عزم فراق كردى * روزى كه بر آن روز باد نفرين
هم گوهر آن تيره چون مرا چهر * هم اختر آن خيره چون تو را كين
در ناى افق مهر شد گرهسان * از گريه بلى نايها گرهگين
زان روى فروريخت با دو چشمم * او اشك ولى من سرشك خونين
در كاخ چو خلدت كه باد آباد * اى خلد برين بىتو گشته سجين
چون يونسم اندر به جوف ماهى * چون بهمنم اندر به كام تنين
دل وصل تو جويد نه كاخ و بستان * جان روى تو بيند نه شاخ نسرين
پيغام نكاهد غمان هجران * مسكن ندهد درد هجر تسكين
محمود نه آنكو ورا بدانديش * مسجود نه آنكو سزاى سجين
با ادهم تازيش كس نتازد * گر حامل زين زر است خرزين
با كرم قزش بس شگرف فرق است * از دودهء دود است اگر خراطين
چون حلقهء زلفش كجا شمارند * بر حلقه اگر بر در است زرفين
اندر طمع كشور سليمان * نصرت نبرد لشكر شياطين
در خصمى گردون كسى نخيزد * با مركب مومين و تيغ چوبين
ياد آيدت آن شب چگونه بود است * آن شب كه بر آن شب هزار تحسين
آن غنچه دهان لعبتان نوشاد * آن لالهلبان لوليان نوشين
در غنچه نهانشان دو رشته لؤلؤ * وز لاله عيانشان دو عقد پروين