تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
اولت درد و آخرت درمان * دل بدست آرو زان سپس دلدار پا ندارى چه مىدرى موزه * سر ندارى چه مىخرى دستار ديده مرمود و عيب بر خورشيد * خواجه مزكوم و ننگ بر عطار هست مشهود بىميانجى عقل * نور از هور و سايه از ديوار گر تو را نور بايدى ز ميان * خيز و ديوار خويشتن بردار تا تو در بند نقش ديوارى * هور بگذشت خواهد از ديوار گر ز من بنده باورت نايد * روز اشرار جوى وز اخيار سايه بىنور آن‌چنان بوجهل * نور بىسايه احمد مختار نكتهء حرف آخرين مسطر * نقطهء حرف اولين پرگار خاك پايش به صورت و معنى * فرش را دست و عرش را دستار ديده را نور و مغز را دانش * سينه را سوز و نطق را گفتار نوريان زان به نور ازبس عجز * ناريان زان به ناز و استكبار چون ز تو نور و نار بهره برند * و قنا ربنا عذاب النار

در صفت حالات خود و تخلص به مدح امير المؤمنين على ( ع )

مرا از مدار سپهر مدور * يكى راز بشنو يكى باز بنگر ازآن‌پس كه آزرم را لب ببندم * ز نه‌ماهه روزى و يك قطره گوهر از آن خون كه اكنون زدى ديدگانم * يكى جوى جيحون يكى بحر اخضر نگويم به سيما و بالا و پهنا * از آن قطره گر ياد نارم نكوتر زمانى بپرورد از مهربانى * به مهدم چو دايه به دامان چو مادر پى پرورش داشتندم چو گردون * ز بالين به بالين ز بستر به بستر لبان از لبن چون بشستم نشستم * به بازى برزن به شادى منظر به دو قرص گردون به شام و سحرگه * همى شيفته بر چو بر خواب و بر خور سفه را چو امروز چون گو به هر كو * سر از پا ندانستمى پاى از سر چو بگذشت از آن نيز بگذاشتندم * به تعليم استاد و ترقيم دفتر
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 928 | رضا قليخان هدايت