تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
شه گيتىستان فتحعلى شه آنكه در گيتى * ز خاك درگهش هر بنده‌يى گيتىستان خيزد سوى گرگان زمين راندى ابا گردان شيراوژن * بدان عزمى كه از افراز كه سيل دمان خيزد درنگ‌آور شدى چندى در آن دشت شتاب‌افزا * كه گفتى ز اسمانش تيغ و از خاكش سنان خيزد ز گردش ابر و باران تير و جاى لاله و سروش * به راغ اندر سپر رويد به باغ اندر كمان خيزد همش در لور و لر ديوان كمين اندر كمين پنهان * همش در جوى و جر غولان كمان اندر كمان خيزد ز گرگان رود كردى عبره با فوجى گران‌جنبش * چو آن پيغمبرى كز نيل بر فرعونيان خيزد كمين را ناسزا تركان نهان در ساحل گرگان * تو ايمن كز جهان اين آشكارا از نهان خيزد كمين بگشاد ترك كاشغر ناگاه تركان را * به پيش آهنگشان در چون بلاى ناگهان خيزد به كف هندىپرند اندر به سر بر شارهء هندى * كز آن اعجوبه عقل دوربين اندر گمان خيزد مگر بر جيش گردون همچو تركان تركتاز افتد * و يا ترك فلك برجيس‌سان با طيلسان خيزد به رجعت گفتيى افراسياب از كشور توران * از ايران كين وى را روستم از سيستان خيزد در آن ساعت همىديدى به گردون از دو سو لشكر * نهيب القتال افتد نفير الامان خيزد
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 923 | رضا قليخان هدايت