يكى راه از آن رهزن پارسا * جهان در جهان پارسايى هبا
يكى ناز از آن نرگس دلشكر * كران تا كران خون دلها هدر
برش سيمرنگ و دلش سنگسان * به سيم اندرش سنگ خارا نهان
تنش يا حريرى پرند بهشت * لبش يا مىآلود قند بهشت
لب نوشخند شكرريز باز * بدان آسمانفش زمين راند راز
پس آنگه برافراخت نازنده سرو * چنين گفت كاى جان به سروت تذرو
چو هورت بتى حلقه در گوش باد * و را پادشه فر آغوش باد
مهى كو دل آگندهء مهر تست * دو بينندهاش روشن از چهر تست
دل شاه با مهر او يار باد * به غمخوار خود شاه غمخوار باد
مرانادش از آستان شهريار * ندارد چو از او زيان شهريار
اگر نيست شايستهء مهر شاه * زيانى نه گر بنگرد چهر شاه
پس از اينچنين دلفريب آفرين * سرود از جهانسوز خسرو چنين
كه از فر يزدان و نيروى هور * پس از جشن مام جهاندار پور
به آهنگ گرگان سپه داد ساز * برآراست شيران با چنگ و گاز
ذكر شجاعت جهانسوز شاه پدر والاگهر حضرت خاقان و فتح محمود دزد و قتل محمود قاجار
به محموددز جاى ترك * بدانديش و نستوه و زشت و سترك
دزى سخت بنياد و ستوار پى * نهان تك يكى كنده بر گرد وى
درو كندهيى بس شگفت و شگرف * چو كوه شگرف و چو درياى ژرف
سر باره با ماه و كيوان به ناز * تك گنده با گاو و ماهى به راز
نتابيده بر كنگرش آفتاب * نه پرنده از كنده پران عقاب
ز بالاى آن آسمان شرمسار * ز پهناى اين تنگدل روزگار
همان ترك چون پور دستان سام * كه محمود خواندند او را به نام
بدانديش و بدگوهر و ريمنا * به كين در چو نستوه اهريمنا