تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 902

مساهمون:

ص٩٠٢
يكى راه از آن رهزن پارسا * جهان در جهان پارسايى هبا يكى ناز از آن نرگس دل‌شكر * كران تا كران خون دلها هدر برش سيم‌رنگ و دلش سنگ‌سان * به سيم اندرش سنگ خارا نهان تنش يا حريرى پرند بهشت * لبش يا مىآلود قند بهشت لب نوشخند شكرريز باز * بدان آسمان‌فش زمين راند راز پس آنگه برافراخت نازنده سرو * چنين گفت كاى جان به سروت تذرو چو هورت بتى حلقه در گوش باد * و را پادشه فر آغوش باد مهى كو دل آگندهء مهر تست * دو بيننده‌اش روشن از چهر تست دل شاه با مهر او يار باد * به غمخوار خود شاه غمخوار باد مرانادش از آستان شهريار * ندارد چو از او زيان شهريار اگر نيست شايستهء مهر شاه * زيانى نه گر بنگرد چهر شاه پس از اين‌چنين دل‌فريب آفرين * سرود از جهانسوز خسرو چنين كه از فر يزدان و نيروى هور * پس از جشن مام جهاندار پور به آهنگ گرگان سپه داد ساز * برآراست شيران با چنگ و گاز

ذكر شجاعت جهانسوز شاه پدر والاگهر حضرت خاقان و فتح محمود دزد و قتل محمود قاجار

به محموددز جاى ترك * بدانديش و نستوه و زشت و سترك دزى سخت بنياد و ستوار پى * نهان تك يكى كنده بر گرد وى درو كنده‌يى بس شگفت و شگرف * چو كوه شگرف و چو درياى ژرف سر باره با ماه و كيوان به ناز * تك گنده با گاو و ماهى به راز نتابيده بر كنگرش آفتاب * نه پرنده از كنده پران عقاب ز بالاى آن آسمان شرمسار * ز پهناى اين تنگدل روزگار همان ترك چون پور دستان سام * كه محمود خواندند او را به نام بدانديش و بدگوهر و ريمنا * به كين در چو نستوه اهريمنا