تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
به جنبش ز پيرايه و دلنواز * سراسر نواسنج و مرغوله‌ساز دگرگونه هر تن به تن جامه‌شان * خداوند فردوس هنگامه‌شان به داراى شيراوژن از روى مهر * ستاينده پرماه و خورشيد چهر نيوشندگان گه ز گفتار شير * به گلزار سورى چو باغ زرير گهى شيدفش چهر انباز خاك * روان در سپاس خداوند پاك كه داراى ما را نگهبان جان * شد از بيم چنگال شير ژيان ازين‌سان ستاينده هر شيدفر * و ليكن نه شايستهء آن هنر به هر ماهرو آن رد افراسياب * سزاوار پرسش سرودى جواب ولى داشت بيننده در راه ماه * زبان پاسخ‌آرا و بر در نگاه كه ناگه درآمد خرامان ز در * بت ماهرو ماه خورشيدفر به رويى كه از رنگها رنگ برد * به فرى كشان فر و فرهنگ برد به ديوار ز آزرم او پشتها * به دندان ز شرمش سرانگشتها خرامى و در گام او هرچه ناز * نگاهى و بىپرده زو هرچه راز گلى و ميى درهم آويخته * رخى و لبى ز آن برانگيخته گلى رسته از چشمهء آفتاب * ميى داده آزرم بوى گلاب تن پاكش از پاكى افزون ز جان * چو جانهاى پاك از تن بىروان ز آزرم آن پرده‌آرا سروش * پرى بر رخ از پر خود پرده‌پوش ز گوهر چو پروين يكى موىبند * فروهشته از خم مشكين كمند كمندى شكنجش همه جاى دل * كمندى خمش چنبر ناى دل كمندى سراشيب از آفتاب * كمندى به بندش رد افراسياب ز گوهر كمرچين آن نازنين * شكن بر شكن تو به تو چين به چين شده پرده‌پوش بهشتى سروش * ولى پرده در بر خداوند هوش به گردش به گردش زدى پرده آن * چو بر گرد مه دامن آسمان در آن كاخ خوبان خسروپرست * به گل مانده پاى و بكش كرده دست سراسر به رخ چون چراغى بتاب * چراغى ولى در بر آفتاب
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 900 | رضا قليخان هدايت