تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١

خطاب به شمشير

اى تيغ شهنشه مظفر * اى نايب ذو الفقار حيدر اى مور تو مار اژدها خوار * وى اژدرهاى بهمن اوبار اى جوشان نيل بسد آراى * از نيل گهرفشان داراى نيلوفر رنگ و سورىآور * فيروزىبرگ و مملكت بر پيرايهء باغ دين و بختى * هم دهقانى و هم درختى نيروى شهنشهى بهارت * صحراى نبرد لاله‌زارت آرى ز بهار رنگ در رنگ * آفاق چو كارگاه ارتنگ وقت است كه ذو الفقار مانند * خون‌ريزى ازين يهودى چند وقت است كه آتشى فروزى * انگشت گران ياوه سوزى

و له

گر درخور قدر خود ندانى * كاتش به چنين خسان فشانى گويى كه شكار مور من مار * مورم همه مار اژدهاخوار آن را كه شكار مور تنين * نشگفت كه نشكرد خراطين آب گهرم كه زهر ناب است * جويش ناى فراسياب است از نايژه مهان كنم من * بيجاده سلب زمردين‌تن مريخ‌صفت زحل‌نژادم * آتش‌زن آب و خاك و بادم اين خاركشان چو خار بىبار * من داس نيم كه بدروم خار اى تيغ شهنشه اين سخن راست * گفت تو همه ز راستى خاست تو آتش و آتش اى جهانسوز * هم صندل سوز و هم خس افروز تو مهرى و مهر اى جهان‌گير * پرتو فكند به عنبر و قير خنجر كه تو را يكى كهين است * دنباله‌روت به وقت كين است بگمار بر اين يهودى چند * تا آردشان به قبلهء زند