تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 878

مساهمون:

ص٨٧٨

از مثنوى موسوم به عبرت‌نامه بر سنن تحفة العراقين

ديباچهء اين خجسته ديبا * پيرايهء اين پرند زيبا نام ملك الملوك اعظم * آرايش چار بالش جم خلاق نوا مؤالفان را * قلاع هوا مخالفان را بينى به سؤالى آشكارا * از جنبش آستين دارا كشتى كشتى ز رزمهء زر * دريا دريا ز موج گوهر رويش باغى و باغ جان‌بخش * دستش ابرى و ابركان‌بخش گلزار بهشت لاله‌يى زان * درياى محيط ژاله‌يى زان

خطاب به حضرت خاقان صاحبقران

اى شاهنشاه ملك ايجاد * اى مهدآراى مهدى از داد اى عاقلهء فنا سنانت * اى واسطهء بقا بنانت اى عقل نخست شهد شيرت * اى صبح دوم ره ضميرت اين گنبد گوژپشت جوزن * اهريمن خوى گشت و ريمن تا تيغ كجت نيام بگزيد * گردون به كجى خرام بگزيد بر مسند عيسى آشكارا * كناس كنيسهء نصارا ابرى كه تگرگش آتش تيز * از درياى غضب برانگيز در خرمن آسمان رزاق * برقى افكن ز كينه حراق اين هشت طويلهء خران را * اين هفت مشاطهء غران را بنياد ز بيخ و بن برانداز * آتش به تن و به جان درانداز از دود سپهر ديگر انگيز * هر اختر آن چو آتش تيز كز دورهء ماه و گردش سال * نزديك ازو ظهور دجال اينك خر او خروج كرده * بانگش به فلك عروج كرده از هر مويش چغانه و چنگ * بر مثلث بم كشيده آهنگ افكنده بر آن جليل زرتار * هر گوهر آن سهيل كردار