از مثنوى موسوم به عبرتنامه بر سنن تحفة العراقين
ديباچهء اين خجسته ديبا * پيرايهء اين پرند زيبا
نام ملك الملوك اعظم * آرايش چار بالش جم
خلاق نوا مؤالفان را * قلاع هوا مخالفان را
بينى به سؤالى آشكارا * از جنبش آستين دارا
كشتى كشتى ز رزمهء زر * دريا دريا ز موج گوهر
رويش باغى و باغ جانبخش * دستش ابرى و ابركانبخش
گلزار بهشت لالهيى زان * درياى محيط ژالهيى زان
خطاب به حضرت خاقان صاحبقران
اى شاهنشاه ملك ايجاد * اى مهدآراى مهدى از داد
اى عاقلهء فنا سنانت * اى واسطهء بقا بنانت
اى عقل نخست شهد شيرت * اى صبح دوم ره ضميرت
اين گنبد گوژپشت جوزن * اهريمن خوى گشت و ريمن
تا تيغ كجت نيام بگزيد * گردون به كجى خرام بگزيد
بر مسند عيسى آشكارا * كناس كنيسهء نصارا
ابرى كه تگرگش آتش تيز * از درياى غضب برانگيز
در خرمن آسمان رزاق * برقى افكن ز كينه حراق
اين هشت طويلهء خران را * اين هفت مشاطهء غران را
بنياد ز بيخ و بن برانداز * آتش به تن و به جان درانداز
از دود سپهر ديگر انگيز * هر اختر آن چو آتش تيز
كز دورهء ماه و گردش سال * نزديك ازو ظهور دجال
اينك خر او خروج كرده * بانگش به فلك عروج كرده
از هر مويش چغانه و چنگ * بر مثلث بم كشيده آهنگ
افكنده بر آن جليل زرتار * هر گوهر آن سهيل كردار