در تاريخ اتمام مدرسه شاه واقعه در كاشان
اى ملك شده نام تو امروز در افواه * دانى ز چه پيرايهء اين برشده خرگاه
هر ذرهء رقاص تو آزرم ده مهر * هر كرمك شبتاب تو انگشتكش ماه
افلاك به رشك است ز چه از حلقهء هر در * اجرام به شرم است ز چه از سايهء هر چاه
هر شهر تو را ساحت فردوس برين ده * هر زال تو را بانوى خرگاه فلك داه
بر چرخ حبابى ز غدير تو برد آب * بر زهر ذبابى ز كريج تو زند راه
هر رند خشنپوش تو را برد ملوّن * هر زال رسن ريس تو را قصر خورگاه
دانى ز چه از داد جهاندار جوانبخت * دانى ز چه از عدل شهنشاه فلكگاه
فخر ملكان فتحعلى شاه جهانجوى * كامد به شهان از ملك العرش شهنشاه
كاشانهء كاشان به چنين مدرسه آراست * كز عرصهء آن حور ز فردوس در اكراه
چون جست صبايش ز خرد مصرع تاريخ * گفتا كه بود مدرسهء فتحعلى شاه
در تاريخ اتمام بارگاه شاهنشاه صاحبقران مغفور طاب ثراه
ويحك اى بارگه داد كه از بار خداى * آسمانساى سرايت به زمين ناصيهساى
لوحش اللّه پى هر پايهء تو ماهى پوى * حاطه اللّه سر هر كنگر تو ماه گراى
مهر كرياس تو را گوشهنشينى حيران * چرخ درگاه تو را حلقه به گوشى در واى
باد مشكين تو در گلشن جان غاليه بيز * خاك مشكوى تو در مغز خرد لخلخهساى
هركجا مىنگرم در تو سپهرى را سر * هركجا مىگذرم در تو بهشتى را پاى
من و بامت به سپهرم چه عليك و چه سلام * من و بومت ز بهشتم چه نويد و چه نواى
شير پرراغ گلآگين تو گر روى آرد * بوم بر بام همايون تو گر بالگشاى
نفس آن شود آتشفكن ناف غزال * سايهء اين شود آزرم ده بال هماى
هم ز سرهنگان در پهنهء تو هو يا هوى * هم ز سربازان در عرصهء تو ها يا هاى
زهر در زهرهء كيوان ز چه از رويينخم * چاك در پردهء گردون ز چه از زرينناى
گنج را جايى اى بارگه دولت يار * كاژدها خفته به پيرامن تو جاىبهجاى
نيست آن گنج بجز فتحعلى شاه كه هست * روز كين بر همگان گنجفشان ملكگشاى