تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 854

مساهمون:

ص٨٥٤
دريده درع و نگونسار زين نوان و دوان * دلاوران ز يمين و تكاوران ز شمال زمين و پويهء گردون چو شاه تازان رخش * سپهر و مويهء پستى چو رخش يازان يال به تيغ شاه دليران در آن هزاهز جنگ * چو روزه‌داران انگشتشان به‌سوى هلال به نصرتش نگرد آسمان چو غرهء خنگ * به مژده گويدشان كاينت غرهء شوال به دشت خون دليران چو موجهاى بحار * به خاك پيكر گردان چو خامهاى رمال جهان و سوختن جان چو شست خسرو و تير * سپهر و تافتن رو چو رخش شاه و صيال مباد خصم ز جودش در آن زمان آگاه * كه جان خويش فشاند بدان به نيم سؤال صبا خموش كه جان كاستى ز حاسد خويش * يكيش بسرا كاى زين سخن زبان تو لال چو شعر من شنوى لب مگز ز رشك فسوس * ز استخوان رفات كسان مگوى و مبال اگر ز فضل تقدم رود سخن ديديم * شرنگ در دم ماران و مهره در دنبال

در شكايت از روزگار گويد

ملال دارد ازين چرخ آينه تمثال * كز اوست آينهء هر دلى به زنگ ملال كجا شدند هزبران آتشين مخلب * كجا شدند پلنگان آهنين‌چنگال شكوه موكبشان هوش‌بر به وقت سكون * صهيل مركبشان زهره‌در به گاه صيال كنون‌شان بر دلبر چو توده‌هاى رماد * كنون‌شان تن نازك چو خامه‌هاى رمال ساريست همتش به كه بر سر هر محل * جاريست قدرتش به چه بر . . . هر محال نامش كه بر درست كرامت خجسته خط * ذاتش كه بر جمال جلالت بهينه خال مشاطهء فضائل شمامهء خرد * آرايش ستايش و پيرايهء مقال در پستى نتيجه ز نثرش به مويه مهر * در تلخى سلاله ز نظمش به ناله‌نال آجال و حادثاتش در عرصهء نبرد * اجرام و آسمانش در حوزهء نوال هستىگداز آذر و تنين‌شكار جيش * گيتىطراز جوهر و گوهرنگار آل يازد چو چنگ قادر پيلان و رنج جان * تازد چو جيش قاهر شيران و گنج مال شيران بلى ز پيلند از جنگ جان گسل * مردان بلى ز مالند در جنگ مرد مال روزى كه تير دال‌پر از چرخ دال‌پشت * در آسمان معركه بندد گذار دال
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 854 | رضا قليخان هدايت