و له ايضا
از گردش چرخ آينه زنگ * بر آينهء دل آمدم سنگ
خاقان جهان ابو المظفر * چون كرد به رزم روس آهنگ
گرديد فراخناى گيتى * بر لشكر خسرو جهان تنگ
هر خطىشان ستاره پرتو * هر ختليشان سپهر آهنگ
پرچم زده بر فراز پروين * خرزين زده بر سرير خرچنگ
من نيز به عزم خدمت شاه * بربسته ميان بندگى تنگ
بر بارهء تيزتك نشسته * با حملهء شير و پويهء رنگ
چون خنگ سپهر درنوشتى * در هر گامى هزار فرسنگ
كز طالع واژگون فتادم * در بستر رنج با صد آرنگ
از جوشش اختران صفرا * نارنگ صفت رخم با رنگ
آمد چو طبيب عيسوى دم * كز فرهنگم به تن دهد هنگ
چون ديد چنين قرين مرگم * گفت اى به تو درزده اجل چنگ
جان داروى تست مدح خسرو * بردار بدين ترانه آهنگ
كز حرز ثناى شه مصون است * جان از اجل آبگينه از سنگ
خالىگر دام و دد حسامش * ز اعدا به فراخناى هر تنگ
هامون از درع موج در موج * گيتى ز درفش رنگ در رنگ
دراعهء اين چو درع شاهين * پيراهن آن چو پرتو رنگ
بر پشت تكاوى شهنشاه * بر صف دلاورانش آهنگ
چون خنگ فلك فراخ سينه * خورشيد ستام و كهكشان تنگ
در پويه ز ريگ آهنين سم * بر شيشهء آسمان زده سنگ
در مدحت نواب شاهزادهء اعظم و وليعهد اكرم نايبالسلطنه عباس شاه طاب ثراه
به غرب شد چو نهان اين غراب مشكينپر * ز شرق گشت عيان اين هماى زرينبال