تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
تو لطف خويش ندارى ز كس دريغ ولى * به هر شكسته دريغ است موميايى تو

من رباعياته

ديشب به من آن گل ز طرب مىخنديد * بر گريهء من شب همه‌شب مىخنديد مىگفتمش از گريهء من دارى خوش * مىگفت نه و به زير لب مىخنديد دورم ز تو ديدهء بدآموز نشاند * يا گردش چرخ حيلت‌اندوز نشاند يا طعنه زدم به تيره‌روزى روزى * كآه ويم امروز بدين روز نشاند مىرفت به‌سوى بركه آن غيرت حور * گفتم كه چرا طى كنى اين وادى دور بردار ز جوى ديده‌ام آب و بنوش * گفتا لب شيرين من و چشمهء شور اى شاد ز لطفت دل شاد دگران * با من ستمت پى مراد دگران پيش دگران از تو شكايت نكنم * تا آنكه نيارمت به ياد دگران

672 صباى كاشانى

نام ناميش فتحعلى خان بوده سالها به استقلال و استحقاق در آستان خاقان مغفور مبرور صاحبقران فتحعلى شاه انار اللّه مضجعه حكومت قم و كاشان و احتساب‌الممالكى و ملك‌الشعرايى نموده كتاب شهنشاه‌نامهء وى بر قدرت طبعش دليلى است واضح و كتاب خداوندنامه بر حسن عقيدتش برهانى قاطع عبرت‌نامه و گلشن صبا نيز از رسالات منظومهء بليغهء آن جناب است عمر معقولى نموده و شعر بسيارى فرموده در فنون نظم مثنوى و قصيده‌سرايى طرزى خاص داشته و غالبا همت بر رعايت معانى و الفاظ و مراعات صنايع و بدائع مىگماشت الحق دست سخن‌سرايان كهن را بر پشت بسته و در محفل قدرت بر ايشان مصدر نشسته از غايت شهرت آفتاب است و افكار و اشعار متينش زيور هر كتاب كلامش فصيح و مطبوع و زيبا و متين است و اشعارش بليغ و جزيل و مصنوع و رنگين كمال قدرت را داشته و از نو تخم سخن
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 826 | رضا قليخان هدايت