افتد ز نوك رمح به روى سماك چاك * تفسد ز نعل رخش به پشت سمك فلوس
پران عقاب تير زند پنجه بر صدور * رنگين نهال نيزه به بار آورد رئوس
آسوده زير خاك به آمرزش آورند * ياد از شغاد رستم و از رستم اشكبوس
هنگامهء قيامت و غوغاى رستخيز * خيزد ز جا كنى تو چو بر صدر زين جلوس
خفتان و خود خصم بر تيغ و تير تو * چون جوشن سمك بود و مغفر خروس
سرداد بر سر مرض همسريت خصم * نبود به غير قطع علاج شقاقلوس
شاها منم كه فخر من از بندگى تست * هست از نژاد نوذر اگر افتخار طوس
داناى طوس و درگه اولاد آبتين * استاد گنجه و در فرزند فيلقوس
روى من و غبار درت تا به عقد تو * هردم ز فكر بكر برآرم يكى عروس
عمرى بود كه دور از آن خاك آستان * كارم بود تأسف و دردم بود فسوس
در آستان خويش مرا گوشهاى ببخش * گو جامهام پلاس بود لقمهام سبوس
هم در منقبت حضرت سيد الوصيين امير المؤمنين ( ع )
چون سحر زد براين بلند رواق * خسرو شرق رايت اشراق
گردن افراخت مهر و دزديدند * به گريبان ستارگان اعناق
از ويم نكتهاى سؤال افتاد * دور از ابهام و خالى از اغلاق
كز تو فربهنواز و لاغرسوز * باشد اين معنيم به خاطر شاق
كه ببينى چو جرم مه فربه * دور داريش ز افت احراق
چون قد از لاغريش خم نگرى * مبتلا سازيش به رنج محاق
گفت رشك آيدم كه مىماند * به ركاب شهنشه آفاق
على عالى آنكه بىفصل است * جانشين نبى به استحقاق
اى تو نور مناظر انظار * وى تو نور حدايق احداق
گر ز ابداع كاينات نداشت * مدعا خلقت تو را خلاق
دادى آباى سبعه قبل قبول * مادر چارگانه را سه طلاق
ز احتساب تو اى به گيتى فرد * ز اجتناب تو اى به عالم طاق