باره بر تنها تكآور چون پلنگ اندر جبال * تيغ در خونها شناور چون نهنگ اندر بحار
گردن شيران نهنگ تيغ برّان را غذا * گردهء گردان عقاب تير پران را شكار
بر هوا افتد چو نقش از صورت شير علم * بر فلك تابد چو عكس از شكل گرز گاوسار
گاو گردون پرسد از شيرش همى راه گريز * شير گردون جويد از گاوش همى راه فرار
آيى از يكسو برون تاييد ايزد رهنمون * زير رانت دلدل و بر دست رخشان ذو الفقار
خنگ كوهاندام تو از پردلان پيلتن * تيغ تاركسوز تو از سركشان پايدار
هركه را بر تن دود فارغ كند از حبس گور * هركه را بر سر رسد ايمن كند از ننگ دار
پرتو خورشيد شمشير تو بر هركس فتد * سايه بر وى نفكند جز كركس مردارخوار
تشنهلب او ليك خونش آبگاه وحش و طير * گرسنه او ليك اندامش غذاى مور و مار
و له ايضا
دوشم كه نمىماند به شبهاى دگر بر * چشمم به سها طعنه همىزد به سحر بر
پشت سمك از موجهء اشكم به تزلزل * ديو فلك از ناوك آهم به حذر بر
مشحون شب تاريك به رخشنده كواكب * چون مار سياهى به سر گنج گهر بر
يا اهرمنى مرسلههاى گهرآگين * آويخته از گردن و افكنده به بر بر
گفتم ز اثر گر نفتاد آه شبانه * نبود شب ما را ز چه صبحى به اثر بر