روى گلبرگ طرى افروخته شيرينصفت * قامت سرو سهى افراخته پرويزوار
در نوا بلبل به آهنگ نكيسا ز آشيان * نغمهزن قمرى به لحن باربد از شاخسار
باغ پرنسرين و من در گوشهء خلوت غمين * دشت خوشرنگين و من در كنج تنهايى فگار
ناگهم طاووسمستى جلوه كرد از در كزو * گفتى اندر كلبهام زد چتر طاوس بهار
از دهان نوشخندش معجز عيسى عيان * از نگاه چشمبندش سحر هاروت آشكار
گيسوى عنبرطرازش بند دلهاى غمين * طرهء زلف درازش دام جانهاى فگار
گشته از نوشين دهانش دلبر نوشاد شاد * مانده با فرخنده رخسارش بت فرخار خار
بر رخش ابرو عيان يا بر هوا قوس قزح * يا به گردون ماه نو يا بر كف شه ذو الفقار
مظهر الطاف يزدانى على عالى آنك * از ظهورش شد كمال قدرت حق آشكار
وهق او پروينكلاف و سيف او ذابحغلاف * سهم او شعرىشكاف و رمح او رامحشكار
چتر او خورشيدساى و دست او خيبرگشاى * نطق او معجزنماى و كلك او قرآننگار
دلدل او را ستام و قنبر او را غلام * چرخ انجم احتشام و مهر گردون اقتدار
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 816
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٨١٦