تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
عيد آمد و زيبا شد باغ از پس زشتى * پوشيد چمن بر تن ديباى بهشتى گلشن چو رخ خورشيد از خوب سرشتى * مى ده به من اى ترك پسر كشتى كشتى تا زايدم از طبع گهر عمان عمان * سبزه به خط غاليه آلاى تو ماند سرو لب جو بر قد و بالاى تو ماند * لاله به رخ نغز دلاراى تو ماند سنبل به سر زلف سمن‌ساى تو ماند * به خرام كه خرم شد باغ از گل و ريحان غنچه چو لبت خنده‌زداى ترك حصارى * بگريست چو دو ديدهء من ابر بهارى چون طره‌ات افشاند صبا مشك تتارى * عيد است فروسوز هلا عود قمارى در كاسه فكن آبى چون آتش سوزان * اى عشق تو انداخته از بام مرا طشت ايام دگرگون شد و دوران فلك گشت * چون باغ ارم خرم و آراسته شد دشت بخرام و بزن جام و ميارام ز گلگشت * از اول فروردين تا آخر نيسان تا آخر نيسان نه كه تا آخر خرداد * مىبايد اى ترك قدح خورد و قدح داد بل باده ببايد زد چه تير و چه مرداد * كه ايام به كام است و جهان پردهش و داد در عهد ملك ناصر دين خسرو ايران * هر روز ز عهد شه عيد است نكوتر هر صبح بود گيتى افروخته‌روتر * هر نيمهء شب مرغ طرب قافيه‌گوتر اى كبك خرامنده بده خون كبوتر * كز فر هما به علم دولت سلطان پرصورت چين شد همه جا خاصه حدرى * چون خلخيان در شه بست كمر نى اى كاشمرى سرو قباپوش هلا هى * ما را ز خط بصره و بغداد بده مى بر راه نهاوند و بر آهنگ سپاهان * سلطان بهار آمد با مكنت و مايه گسترده لوايش به همه گيتى سايه * امسال به از پار و ز پيرارش پايه اين خيل رياحين زو بستند طلايه * صف همچو نظام شه بربسته به ميدان در دشت صف ناميه اسپر به سر دوش * چون لشكر كيخسرو ايران هله در جوش
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 690 | رضا قليخان هدايت