عيد آمد و زيبا شد باغ از پس زشتى * پوشيد چمن بر تن ديباى بهشتى
گلشن چو رخ خورشيد از خوب سرشتى * مى ده به من اى ترك پسر كشتى كشتى
تا زايدم از طبع گهر عمان عمان * سبزه به خط غاليه آلاى تو ماند
سرو لب جو بر قد و بالاى تو ماند * لاله به رخ نغز دلاراى تو ماند
سنبل به سر زلف سمنساى تو ماند * به خرام كه خرم شد باغ از گل و ريحان
غنچه چو لبت خندهزداى ترك حصارى * بگريست چو دو ديدهء من ابر بهارى
چون طرهات افشاند صبا مشك تتارى * عيد است فروسوز هلا عود قمارى
در كاسه فكن آبى چون آتش سوزان * اى عشق تو انداخته از بام مرا طشت
ايام دگرگون شد و دوران فلك گشت * چون باغ ارم خرم و آراسته شد دشت
بخرام و بزن جام و ميارام ز گلگشت * از اول فروردين تا آخر نيسان
تا آخر نيسان نه كه تا آخر خرداد * مىبايد اى ترك قدح خورد و قدح داد
بل باده ببايد زد چه تير و چه مرداد * كه ايام به كام است و جهان پردهش و داد
در عهد ملك ناصر دين خسرو ايران * هر روز ز عهد شه عيد است نكوتر
هر صبح بود گيتى افروختهروتر * هر نيمهء شب مرغ طرب قافيهگوتر
اى كبك خرامنده بده خون كبوتر * كز فر هما به علم دولت سلطان
پرصورت چين شد همه جا خاصه حدرى * چون خلخيان در شه بست كمر نى
اى كاشمرى سرو قباپوش هلا هى * ما را ز خط بصره و بغداد بده مى
بر راه نهاوند و بر آهنگ سپاهان * سلطان بهار آمد با مكنت و مايه
گسترده لوايش به همه گيتى سايه * امسال به از پار و ز پيرارش پايه
اين خيل رياحين زو بستند طلايه * صف همچو نظام شه بربسته به ميدان
در دشت صف ناميه اسپر به سر دوش * چون لشكر كيخسرو ايران هله در جوش
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 690
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٦٩٠