اين روز را نكرد كس از بيم خصم عيد * كس را نشد سعادت جاويد آشكار
سلطان ما كه ناصر دين پيمبر است * اين روز كرد عيد و ببخشيدش اعتبار
بر شادكامى ولى و كورى عدو * زين عيد كرد ساعد اسلام را سوار
شه نزل عيد را همه زر بذل كرد و عيد * آورد نزل شه سر خصم ستيزهكار
خوارزم شه كز آتش سوداى خام داشت * چون ديگ مغز خيره به جوش و دم و بخار
از بهر تركتاز خراسان سوى سرخس * لشكر كشيده بود فزون از چهل هزار
از حملهء مقدمة الجيش ناصرى * بشكست قلب و ساقهء اعداى نابكار
گرگان شكار شيران گشتند پيش از آنك * اندر رسد فريدون با گرز گاوسار
اينك سر بريدهء خوارزمشاه و رى * اى سركشان دهر بگيريد اعتبار
امسال بر سنان سر خوارزمشاه زد * سال دگر زند تن فغفور چين به دار
رضوان بر آن پسر كه محمد شهش پدر * طوبى بر آن شجر كه چنينش خجسته بار
و له ايضا
خيز اى بهشت روى تو آرايش بهار * ارديبهشت دولت شاه است مى بيار
گيتى به فر شاه در ارديبهشتماه * خرمتر از بهشت بود خوشتر از بهار
بر گاو شد خور از بره مىده ز پاى پيل * اى آهوان مست ترا شير نر شكار
پوشيده شنبليد ز زربفت پيرهن * وز پرنيان سبز بياراست گل ازار
خرم همىخرامد در جويبار سرو * سرخوش همىسرايد بر شاخسار سار
مى باز كن چو خون كبوتر ز حلق بط * اى سبزخط كه چون پر طوطى است شاخسار
مار از چهره گنج و ز لب مار مهرهبخش * كز خاك سبز سر زد همچون زبان مار
مىده غزالچشما كاينك چو چشم شير * لاله همىدرخشد ز اطراف مرغزار
در تهنيت عيد غدير خم و مديح شاه اوليا ( ع )
بهار عيد غدير است به ز فروردين * كز او فروخت چو باغ بهشت گلشن دين
بكوب پاى و برافكن كله بيفشان دست * كه صاحب كله هل اتى است صدرنشين