به روز علم از آن يك وزان ظهور عمل * چه اين شير عمل گشت وان به علم مشاتر
حقوق تربيت نيك آن خجسته پدر * سپاس نعمت توليد آن گزيدهتبار
به جاى آورد اين يك ز طبع تصنيفش * كه بر نفوذ هنرهاى وى بود معيار
از آن مايه يكى اين كتاب تذكره است * كه شاعران جهان راست راستتر تذكار
نگار داد و مصحح نمود و مطبوعش * چو بوستان مزين ز طبع فصل بهار
هرآن قريحه كه آگاه و خالى از غرض است * كند به جودت طبع بلند وى اقرار
نوشت از پى تاريخ طبع خامه ثمن * به فرخى و سعادت چو يافت زيب و نگار
به سال قرن همايون ناصر الدّين شه ( 1294 ) * شد از هدايت پيروز ياد چامهنگار ( 1292 )
644 شباهنگ رازى
نام شريفش ميرزا سيد على و از نجباى سادات تهران است . چندى در به دو حال كسب [ علم ] مىنموده پس از آن ترك فرموده كسب كمال و اخلاق و حال را بر هركسى رجحان ديده از همه كارى آن را برگزيده به حكم ذوق فطرى طبعش بنظم مايل آمده در اندك زمانى به واسطهء استعداد در اين فن كامل شده اكنون يكى از فحول شعراى فصيح البيان زمان است و اشعارش غالب بل اغلب در مدايح ائمهء طاهرين و به مدحتگزارى سلاطين ميلى ندارد و طريقهء عزلت كه مايهء عزت است غنيمت مىشمارد و مردى است خوشاخلاق و در نيكى ذات از امثال طاق در گلستان سخن شباهنگ است و بر تخت هنر هوشنگ سخن را به طرزى مرغوب و بنيانى خوب مىگويد و غالبا طريقهء قصيدهسرايى را مىپويد با منش لطفى بىحساب است و اين اشعار آبدار از آن جناب است :
در صفت فصل زمستان و مدح حضرت سلطان گويد
هواى ماه آبان باز بستد آب بستان را * فروبست از تغنى ناى مرغان خوشالحان را