تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦
كتاب و تاريخ طبع آن انشاء كرده ايراد شد . قوت طبع و رتبهء نظمش بر مطالعه‌كنندگان اين تذكرهء فرخنده واضح خواهد گشت . قصيدهء توحيديه كه به لفظ و لغت فارسى صرف انشاء كرده براى تيمن و حفظ مراتب وجود اول ثبت افتاد و هى هذا .

من قصائده

پديدآرندهء هستى و آرايشگر كيهان * كه بودش را نخستى نى چنان كش نيستش پايان نه بر بخرد بود پيدا كه چون گسترد اين پهنا * نه بر دانا هويدا آنكه چون افراخت اين ايوان كجا انديشه يا بدره ز چون‌وچند اين بنگه * كه چون آراست مهر و مه گهى پيدا گهى پنهان درين دشت و درين هامون چو پرگارند سرگردان * ارسطاليس و افلاطون و بطلميوس و بو ريحان كه چون بر يك روش آرد هماره چنبر گردون * چسان يك كالبد بسرشته از اين چار اخشيجان ز چار اخشيج سازد گونه گونه آفرينش را * ز هريك رسته ديگر خو به هريك بسته ديگر جان ز ديگر گونه‌ها بگزيده گونه زندهء پويا * به هريك داده يك جنبش به هريك داده يك سامان وز آنها برترى بخشيده بر اين زندهء گويا * به گردنشان سپس بنهاده زين يك چنبر فرمان هم او اندر بهار آرد مر اين باد جهان‌آرا * عبيرآميز و عنبربيز و جان‌پرورد و مشك‌افشان بروياند از آن اندر چمن گلهاى گوناگون * ز ياس و ياسمين و سورى و اسپرغم و ريحان