643 شمس ادبا ميرزا سيد محمد « 1 »
و هو شمس قلادة الادب و نجم سعادة الحسب و النسب الذى جمع بين لسانى العجم و العرب السيد الاديب الفاضل و السند المجيد فى ايراد المسائل جيد الطريقة حسن السليقه از جمله صاحبان طبع سليم و ذوق مستقيم در شعر عربى و فارسى اين عصر خجسته است كه فصاحت لسان را با ملاحت بيان جمع نموده و در فنون سخن منظوم رقت لفظ را با دقت عنى ايراد نمايد
در شعر پارسى اغراق زياده را معتقد نيست و به اسلوب متقدمين مايل و در نظم عربى به اغلاق وافر راغب نى و به سبك شعراى جاهليت قايل فضائل وى چون شمايل صورت و مخايل سيرتش مطبوع شعر را پيشه نساخته است ولى گاهگاهى كه در طبعش وجدى درآيد مىگويد و درست انديشه و محكم مىبندد . پدر بزرگوارش مرحوم مبرور حاجى سيد رضى لاريجانى طاب ثراه از حكماى نمره اول روزگار معروف در مراتب فضل و زهد و عرفان و تهجد و تشرع و تقدس و مقامات باطنيه و كمالات نفسانيه موصوف است فنون حكمت را با علوم غريبه كاملا دارا بوده شرح حالات آن سيد جليل و آن حكيم نبيل در جاى خود و كتب تواريخ اين عهد ثبت است و اين كتاب زياده بر اين را گنجايش ندارد بالجمله ولادت شمس الادباء در سنهء هزار و دويست و پنجاه و سه هجرى و مولدش تا به سن چهاردهسالگى از ايام نشو و نمايش در دار السلطنه اصفهان بعد از آن تاكنون دار الخلافه را مسكن نموده بعد از فوت پدر جليل به شرف مصاهرت جناب مستطاب قدوة الحكماء و المتألهين و زبدة العرفاء و المدققين وحيد العصر و فريد الدهر فيلسوف كامل حكيم الهى زيد افضاله فايز شده و در ظل مرحمت آن جناب تربيت گشته و به تحصيل علوم و كمال كوشيده تا در علوم ادبيه و فنون عربيه خريج شده مراتب فضايلش در پيشگاه اقدس همايون ظلاللهى مقبول افتاده به لقب نبيل شمس الادبايى و مقررى مفتخر گشته چون بناى اين كتاب فرخنده در بيان احوال شعراى پارسىزبان است و ايراد شعر پارسى ايشان از شعرهاى عربى به مشاراليه با اينكه خيلى تعريف دارد هيچ ثبت نگشت . برخى از قصايد و مسمطها و غزلهاى وى بهطور نمونه با قصيدهء غرايى كه در توصيف مؤلف اين
هامش
( 1 ) . ترجمهء شمس الادباء و شعرهاى او بعد از مؤلف به كتاب افزوده شده است . ( م - م )