تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 660

مساهمون:

ص٦٦٠
زيبا و شاقان هر طرف بر نظم مجلس بسته صف * زرين طبقهاشان به كف بدريست پراختر شده شاهان هند و روم و چين رخ سوده ازبس بر زمين * درگاهش از نقش جبين چون چرخ پراختر شده جام از مى افروخته محفل منور ساخته * مجمر ز عود سوخته عالم معطر ساخته رامشگران زهره‌وش رامش‌گزين پيمانه‌كش * روى از شراب لعل‌فش از زهره از هر ساخته دستان‌سرايان كف‌زنان مستان به محفل صف‌زنان * وز نالهء دف دف‌زنان گوش فلك كر ساخته بر اقتضاى طبع اگر از نى پديد آيد شكر * سحر لب نايى نگر گويى ز شكر ساخته دلها به زلف آويخته وز شيشه صهبا ريخته * آذر بر آب آميخته وز آب آذر ساخته بر آتشين دستش عيان آن ساغر سيماب‌سان * سيماب را بنگر چه‌سان ساكن بر اخگر ساخته

و له ايضا

از جرعه جام گوهرى لؤلوئى لالا ريخته * يا دست ساقى بر ثرى عقد ثريا ريخته ريزد خم از جوش شراب از حلق ياقوت مذاب * اين بحر جوشان بين كز آب آتش بر اعضا ريخته آن لعبت ترسا نگر از لب مسيح‌آسا نگر * وان آب آتش‌سا نگر آب مسيحا ريخته
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 660 | رضا قليخان هدايت