تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
سوى گردون خاست از هر سو دخان پرشرارى * يا هزاران شاخ سنبل ديدهء عبهر گرفته

مطلع ثانى به طريق لغز در صفت آفتاب و مدح خاقان هلال در ركاب

چيست آن لعبت كه دهر از منظرش زيور گرفته * گرچه برقع از سه نيلىپرده بر منظر گرفته روز چون آئينه صيقل داده روى خويشتن را * شب ز عكس آن فروغ آيينهء ديگر گرفته گه نظيرش گشته از كتف پيمبر آشكارا * گه طريق رجعت از ايماى پيغمبر گرفته گاه ديدن بس‌كه آب از ديده مىبارد لقايش * آستين نظارگان وى به چشم تر گرفته پنجهء موساى عمران از ضيايش زيب جسته * محفل عيساى مريم از فروغش فر گرفته اين شكوه و قدر و رفعت وين فروغ و فر و زيور * ز آفتاب چتر شاهنشاه مهرافسر گرفته خسرو گيتىستان فتحعلى شه آنكه از وى * زال گيتى نوبت عهد شباب از سر گرفته فلك گردون و زمين از عزم و از حلم وى اينك * بر خلاف هم يكى جنبش يكى لنگر گرفته آهنين گرزش بهر ضربت بسى لشكر شكسته * آتشين رمحش بهر جنبش بسى كشور گرفته هركه پران ناوكش در روز هيجا ديد گفتا * در هواى رزمگه سيمرغ نصرت پر گرفته
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 658 | رضا قليخان هدايت