تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
هر در كه بست دست قضا بر جهانيان * مفتاح رمح توست ازو فتح باب خواه كان گر شد از نوال تو خالى ز زر ناب * از جرم اختران فلك سيم ناب خواه

هم در تهنيت عيد صيام و ستايش خاقان صاحبقران فردوس‌مقام

سلطان چرخ از ماه نو بر فرق افسر يافته * وز موكب عيد صيام آفاق زيور يافته بگرفته بر كف جام مى ساقى به بانگ چنگ و نى * بر آب حيوان برده پى هر لب كه ساغر يافته ساغر چو آبى با صفا مى آتشى بيضا ضيا * وين طرفه‌تر بنگر كه جا در آب آذر يافته روى صراحى جلوه‌گر از عكس آبى شعله‌ور * اين ماهى سيمين‌نگر طبع سمندر يافته ساقى ز جام بزم شه سرويست بار آورده مه * يا ماه نخشب جايگه بر سرو كشمر يافته در بزم شاه بحر و بر جام مىآمد جلوه‌گر * يا آنكه گردون دگر خورشيد ديگر يافته بازيگر طناز بين سار معلق‌ساز بين * طاوس خنجر بازبين طرز كبوتر يافته يك‌سو رسن‌بازى به پا چون لعبتى كشتىنما * كشتى كه ديد اندر هوا از رشته معبر يافته از بادبان آمد روان هر كشتى و بنگر چه‌سان * اين كشتى بىبادبان جنبش ز لنگر يافته آمد سپهرى خنگ شه بر چار برجش چار مه * اين چار ماه چارده هريك شش اختر يافته