تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
نقش نام پادشاهان شوق گنج خسروان * بر جبينش ثبت و اندر خاطر او مضمر است عهد آن از بىثباتى همچو عهد روزگار * طبع او در دون‌نوازى همچو طبع اختر است يك نظر هركس كه بر لوح ضميرش بنگرد * مىشناسد كز چه شهر و در كدامين كشور است جرم آن سيار و تابان همچو جرم كوكب است * پيكر او مستدير و زرد چون قرص خور است انتقالش از كف نودولتان اين زمان * ممتنع مانند اعراض عرض از جوهر است وصل او كمتر به كام حضرت مخدوم ماست * ور بود در بىثباتى همچو عهد دلبر است مفخر گيتى نشاط آن كو به بزم اهل فضل * صحبت او هم نشاطافزاى و هم جان‌پرور است

لغز در صفت شمشير

چيست آن لعبت كه قدش خم بود پيكر نزار * وسمه‌اش گاهى بر ابرو غازه‌اش گه بر عذار گاه گيرد پيكرش زينت به ز نگارى پرند * گاه يابد فرقش آرايش به شنگرفى خمار چون نمايد جلوه باشد جلوه‌گاهش از يمين * چون بيارامد بود آرامگاهش در يار گه بود الماس‌پيكر گه بود ياقوت‌رنگ * گاه باشد گوهرآگين گاه باشد لعل‌بار گاه چشمش غمزه‌زن چون شاهدان سيم‌بر * گاه اشكش لاله‌گون چون عاشقان دل‌فگار

در صفات عمارت و مدح خاقان صاحبقران مغفور انار الله مضجعه

حبذا اى كاخ كيوان‌رفعت گردون‌اساس * شمسى از مقياس تابان‌شمسه‌ات در اقتباس