نقش نام پادشاهان شوق گنج خسروان * بر جبينش ثبت و اندر خاطر او مضمر است
عهد آن از بىثباتى همچو عهد روزگار * طبع او در دوننوازى همچو طبع اختر است
يك نظر هركس كه بر لوح ضميرش بنگرد * مىشناسد كز چه شهر و در كدامين كشور است
جرم آن سيار و تابان همچو جرم كوكب است * پيكر او مستدير و زرد چون قرص خور است
انتقالش از كف نودولتان اين زمان * ممتنع مانند اعراض عرض از جوهر است
وصل او كمتر به كام حضرت مخدوم ماست * ور بود در بىثباتى همچو عهد دلبر است
مفخر گيتى نشاط آن كو به بزم اهل فضل * صحبت او هم نشاطافزاى و هم جانپرور است
لغز در صفت شمشير
چيست آن لعبت كه قدش خم بود پيكر نزار * وسمهاش گاهى بر ابرو غازهاش گه بر عذار
گاه گيرد پيكرش زينت به ز نگارى پرند * گاه يابد فرقش آرايش به شنگرفى خمار
چون نمايد جلوه باشد جلوهگاهش از يمين * چون بيارامد بود آرامگاهش در يار
گه بود الماسپيكر گه بود ياقوترنگ * گاه باشد گوهرآگين گاه باشد لعلبار
گاه چشمش غمزهزن چون شاهدان سيمبر * گاه اشكش لالهگون چون عاشقان دلفگار
در صفات عمارت و مدح خاقان صاحبقران مغفور انار الله مضجعه
حبذا اى كاخ كيوانرفعت گردوناساس * شمسى از مقياس تابانشمسهات در اقتباس