رمضان رفت و كنون اول خرداد مه است * ساقيا ترك طرب در به چنين مه گنه است
رفته ما ناز كفت هرچه سپيد و سيه است * گر ترا برگ طرب نيست مرا ساز ره است
تا كجا تا بدر صدر جهان به در كرام * يافت از فضل خدا دولت ايران آنقدر
كه در ايوان قضا شخص تو را يافت به صدر * از سعادت فلكى گشت و رخت رخشان بدر
سگمنش دشمن با بدر چسان جويد غدر * كه به گردون بر مه سگ نشود از لب بام
مسمط ديگر هم در صفت بهار و مدح وزير
آمد بهار و باد صبا مشكبار گشت * نىنى بهشت آمد و نامش بهار گشت
گل برشكفت از اثر باد نوبهار * نىنى ز شاخ آتش طور آشكار گشت
خط بنفشه رايحهء مشك تر گرفت * نىنى به رنگ و بوى خط و زلف يار گشت
دست زمانه در چمن اسباب تازه چيد * نىنى چمن به رونق پيرار و پار گشت
با نكهت عبير بود شاخ مشك بيد * نىنى غلط كه غيرت مشك تتار گشت
زى جويبار بين كه ز كوثر دهد نشان * نىنى نشانه كوثر از جويبار گشت
باد صباست اينكه ز طرف چمن وزيد * نىنى نسيم جنت گيتى سپار گشت
از دولت بهار جوان گشت روزگار * نىنى ز بخت خواجه جوان روزگار گشت
آن خواجهء ستوده كه دوران غلام اوست * دور سپهر و گردش اختر به كام اوست
و له ايضا
ساقى دميد لاله به بستان شتاب كن * زان لاله رنگ باده به جام شراب كن
انجام كار چون به خرابى مسلم است * آن جام باده در ده و ما را خراب كن
چون لعل خويش تا خط بغداد و خط جور * خون در دل پياله ز لعل مذاب كن
باشد ثواب تشنه كه سيراب مىكنند * ما تشنه مييم تو فكر ثواب كن
گلشن نگر كه زنده شد از رشحهء بهار * با ما هرآنچه كرد به گلشن سحاب كن
بفروزد آفتاب رخ از آفتاب مى * بفروز چهر و خون به دل آفتاب كن