ازبس گرد و صاعقه كرده ستاره راه گم * شه بدرآيد از كمين در كف رمح كوه سم
لشكر بشكرد به هم چونكه شهاب اهرمن * دست ملك به بزمگه غارت بحر و كان بود
تيغ ملك به رزمگه منبت ارغوان بود * ملك ملك چو عمر او باقى و جاودان بود
عمر ملك چو ملك او ثابت تا جهان بود * ناصر شاه و حافظش پاك خداى ذو المنن
مسمط ديگر در مدح وزير ايران
در فضاى چمن امروز صفايى دگر است * صوت مرغان خوشالحان به نوايى دگر است
گوييا آبوهوا آب و هوايى دگر است * در چمن رونق و در سبزه بهايى دگر است
كه مرا عيد ز راه آمد و شد ماه صيام * اى بت خلخيم خيز و مى خلر ده
فصل گل مى چو دهى همچو گل احمر ده * خيز و مى ريز و به من از همه افزونتر ده
نقل مى بوسهيى از آن لب چون شكر ده * گاه آن است كه در گردش آرى مى و جام
رفت روزى كه ز من روزه برد تابوتوان * يا كند موعظهء شيخ مرا رخنه به جان
وى ز حق روزى و من جويم از روزه امان * او ز ميخانه من از مسجد ترسم كه در آن
هى ركوع است و سجود است و قعود است و قيام * در مه روزه نهانى بهسوى ميكده روى
مىنهادم كه مگر به شودم حال به بوى * گه ز حسرت به خمم بود نظر گه به سبوى
تو ز من بشنو با هيچكس اين قصه مگوى * كه همه خلق عوامند ولى كالانعام
صنما روز نشاط آمد و گاه طرب است * زان كه اين عيد ز اعياد بزرگ عرب است
شد دو ماه ارچه ز نوروز يكى در عقب است * هر گياهى كه به نوروز نجنبد حطب است
گاه آن نيست كه در خانهنشينى آرام * در چنين روز مرا يكدو بط باده خوش است
چون مهيا شودم باده بت ساده خوش است * نقل مى از پس اين هرچه شد آماده خوش است
دولت آرى چو كند روى خدا داده خوش است * كه ميسر شود اين هر سه و باشد به دوام