تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
نمىبود اگر حسن در خودنمايى * جهانى در او محو و حيران نبودى نمىكرد گل در چمن دلربايى * اگر گل‌رخى در گلستان نبودى چسان فتنه مىكرد مفتون جهان را * اگر فتنهء چشم فتان نبودى اگر آيت‌اللّه در پرده ماندى * جنود الهى فراوان نبودى موحد گل از باغ وحدت نچيدى * گرش يار و اغيار يكسان نبودى بجز انس حق در جميع مراحل * اگر داشتى انس انسان نبودى مرا بار دل كى رسيدى به منزل * اگر سرعت توسن جان نبودى ولاى على گر نبودى مسلم * سلامت در اركان ايمان نبودى مقيم خرابات اگر راه دادى * سفير مناجات چندان نبودى اگر صاحب عهد عهدش نبستى * ازل تا ابد عهد و پيمان نبودى نبودى اگر رحمت بيكرانش * گناهى سزاوار غفران نبودى نبودى اگر آفتاب ولايت * نمودى ز ذرات امكان نبودى قدر را اثر آشكارا نمىشد * اگر قدرت او نمايان نبودى نبودى در ارباب انواع فيضى * اگر شغل او فيض و احسان نبودى اگر التفاتى از ايشان نمىشد * سراغ از بنى نوع انسان نبودى نمىشد اگر حكم او اتفاقى * توافق در امثال و اقران نبودى اگر التفاتش نبودى پياپى * ز ساقى نشانى به دوران نبودى

در خطاب به انسان و ترغيب او به تحصيل حقيقت انسانيت معنوى

اى اصل و فرع عالى و سافل سراغ كن * خود را كه از كدام متاعى چه جوهرى كورى اگر به قيد دوبينى مقيدى * نورى اگر به وحدت هستى منورى اى مالك الرقاب اگر يك‌جهت شوى * مالك رقاب شش‌جهت و هفت پيكرى نوباوهء حديقهء وحدت بجز تو كيست * اى نورسيده‌اى كه درين باغ نوبرى نسبت ترا به احسن تقويم داده‌اند * كز هرچه خوش‌تر است همانا تو خوش‌ترى پاك آفريدت آنكه تواش آفرينشى * خوش پروريدت آنكه تواش دست پرورى
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 629 | رضا قليخان هدايت