نمىبود اگر حسن در خودنمايى * جهانى در او محو و حيران نبودى
نمىكرد گل در چمن دلربايى * اگر گلرخى در گلستان نبودى
چسان فتنه مىكرد مفتون جهان را * اگر فتنهء چشم فتان نبودى
اگر آيتاللّه در پرده ماندى * جنود الهى فراوان نبودى
موحد گل از باغ وحدت نچيدى * گرش يار و اغيار يكسان نبودى
بجز انس حق در جميع مراحل * اگر داشتى انس انسان نبودى
مرا بار دل كى رسيدى به منزل * اگر سرعت توسن جان نبودى
ولاى على گر نبودى مسلم * سلامت در اركان ايمان نبودى
مقيم خرابات اگر راه دادى * سفير مناجات چندان نبودى
اگر صاحب عهد عهدش نبستى * ازل تا ابد عهد و پيمان نبودى
نبودى اگر رحمت بيكرانش * گناهى سزاوار غفران نبودى
نبودى اگر آفتاب ولايت * نمودى ز ذرات امكان نبودى
قدر را اثر آشكارا نمىشد * اگر قدرت او نمايان نبودى
نبودى در ارباب انواع فيضى * اگر شغل او فيض و احسان نبودى
اگر التفاتى از ايشان نمىشد * سراغ از بنى نوع انسان نبودى
نمىشد اگر حكم او اتفاقى * توافق در امثال و اقران نبودى
اگر التفاتش نبودى پياپى * ز ساقى نشانى به دوران نبودى
در خطاب به انسان و ترغيب او به تحصيل حقيقت انسانيت معنوى
اى اصل و فرع عالى و سافل سراغ كن * خود را كه از كدام متاعى چه جوهرى
كورى اگر به قيد دوبينى مقيدى * نورى اگر به وحدت هستى منورى
اى مالك الرقاب اگر يكجهت شوى * مالك رقاب ششجهت و هفت پيكرى
نوباوهء حديقهء وحدت بجز تو كيست * اى نورسيدهاى كه درين باغ نوبرى
نسبت ترا به احسن تقويم دادهاند * كز هرچه خوشتر است همانا تو خوشترى
پاك آفريدت آنكه تواش آفرينشى * خوش پروريدت آنكه تواش دست پرورى