تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
عاشقان بىپيك و نامه در سؤال و در جواب * با نگارين در ميان فرسنگ اگر باشد هزار در يكى لحظه برد پيغام و پاسخ آورد * عاشق ار در قيروان معشوق اگر در قندهار كارها در روزگار شهريار آسان شد است * آفرين بر روزگار شهريار كامگار كرد اين فرخنده خدمت اعتضاد السلطنه * يافت از شاهنشه گيتى نشان افتخار

در بيان شكارگاه و تيراندازى حضرت شاهنشاه به شكار كوهى و افتادن از كمرگاه

آفرين بر ملك شيردل شير شكر * كه نه از صيد شود سير و نه رنجه ز سفر بامدادان ز پى صيد بود تا گه شام * از گه شام دهد نظم جهان تا به سحر نعرهء كوس درآمد ز در پرده‌سراى * سوى نخجير خراميد شه نيك‌اختر چند نخجير شه غازى افكند به تير * كه يكى غرم كهن‌سال درآمد به كمر خسرو گيتى دو تير بر او برد به كار * با چنان زخم گران بود به تك چون صرصر تير ديگر ملك غازى افكند به دو * سرنگون شد چو درخت كهن از زخم تبر اثر خون به سر برف بر از زخمى شاه * همچو بر سيماب از سودهء شنگرف اثر ناصر الدّين شه غازى كه بر او شيفته‌اند * نصرت و دولت و پيروزى و اقبال و ظفر

در مدح شاهنشاه اسلام‌پناه ناصر الدّين شاه و تعريف سپهسالار مرحوم

ماهرويى كه نداند كسى از ماه هماش * مستى و بيخودى آورد سوى مجلس ماش بندهء مستيم و بيخوديم از پى آنك * سوى من بيخودى و مستى شد راهنماش تهمت بىخوردى و مستى بر وى چه نهم * كه من سوخته‌دل خواسته بودم به دعاش سر همىسودم چون زلف دوتايش به قدم * بر سر همسريم با سر زلفين دوتاش با چنين حسن دل‌فروز چه گويم گويم * صنم زهره بناگوش بت ماه لقاش با چنين روى دلاراى چه خوانم خوانم * زينت مجلس مداح امير الامراش لشكرآراى شهنشاه محمد كه بود * چون محمد به رسل فخر و شرف بر ابناش بىسبب نيست كه بر حشمت و اجلال افزود * ناصر الدّين شه غازى كه فزون باد بقاش
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 603 | رضا قليخان هدايت