تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠
در اين ماه شاه جهان را ولادت * دليلى بود آشكارا نه مضمر دليل آنكه دادار كيهان مر او را * مظفر كند بر شهان مشهر بدانديش بندد به‌سان فريدون * ولايت گشايد به‌سان سكندر ز خاور فرستد سپه سوى مغرب * ز مغرب فرستد سپه سوى خاور

در مدح و منقبت حضرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله

چو ماه دوهفته است بت من به دو رخسار * بر ماه دوهفته دو شب تيره نگونسار از غاليه بر لاله فروهشته دو چنبر * و آويخته از قير دو زنجير به گلنار در زير خم جعدش و در چين سر زلف * گلبرگ به خرمن بود و لاله به خروار نرخ شكر و قيمت ياقوت شكسته است * آن سرو سمنبر به دو ياقوت شكربار بوسى اگر آن لعل دل‌افروزش يك‌ره * كاوى اگر آن جعد دلاويزش يك‌بار شكر به لب و كام همىيابى هر روز * عنبر ز سر انگشت همىبويى هموار دير آمد و آراسته آمد به بر من * بر چهره سر زلف شكسته چگلىوار گر ديرتر آمد بر من خوب‌تر آمد * دير آمد و خوب آمد پيغمبر مختار تاج رسل و خواجهء معراج محمد * آن بر همه هستى بسزا سيد و سالار تا تيرگى كفر ز عالم بزدايد * آمد سوى اين عالم از عالم انوار

در تهنيت نوروز و مدحت حضرت شاه اوليا على مرتضى ( ع )

گشود بار به گلزار كاروان بهار * چه بود بارش نسرين و سوسن و گلنار به كوه و دشت ببستند رشتهء گوهر * به باغ و راغ شكستند طبلهء عطار حرير سبز بود هرچه بگذرى هامون * عقيق سرخ بود هرچه بنگرى كهسار از اين درخت به ديگر درخت پرد مرغ * سمن گرفته به چنگ و شكوفه در منقار سمن شكفته و گل تازه و جهان خرم * گهر كند به سر گلستان سحاب نثار جهان گرفت جوانى ز سر از آنكه نشست * به جاى خويشتن امروز حيدر كرار مجاهد صف بدر و مبارز صفين * ابو الحسن اسد اللّه قاهر كفار