زلفين گرهگير تو آويخته تا دوش * نه نه گرهش باز كنى تا بميان است
نوشيندهنى دارى چون غاليهدان تنگ * نه نه دهنت تنگتر از غاليهدان است
روى تو درخشنده چو ماه است و چو خورشيد * نه نه چو دل صدر زمين است و زمان است
خوانند مر او را به لقب خواجهء اقليم * نه نه لقبش خواجهء اقليمستان است
بنمود هنرها ز پى تقويت ملك * نه نه كه هنرهايش يكنيمه نهان است
در تهنيت عيد سعيد صيام و مدح صدر اعظم گويد
عيد مبارك رسيد در مه خرداد * خوردن بايد نبيد و داد طرب داد
شكر خداوند را كه گل بهتمامى * بار نبست و نبرد ما را از ياد
بلبل بر شاخ گل هنوز غزلگوى * فاخته در بوستان هنوز به فرياد
بودم يك ماه پارساى زمانه * عيد مرا داد پارسايى بر باد
تاختن آورد روزه بر به سر من * از گل سورى هنوز ناستده داد
در مدح حضرت سلطان اوليا و مفخر اوصيا امير المؤمنين
عاشقى بر من امسال به از پار بود * كه يكى دلبر خوشخوى مرا يار بود
علم عشق مرا كرد نگونسار بتى * كه خداوند سر زلف نگونسار بود
در كنار من از آن روى شكفته چو بهار * گل به خرمن بود و لاله به خروار بود
حور را ماند و دل شيفته دارد بر من * حور دلشيفته هرچند كه دشوار بود
گر بود شيفتهاش حور بهشتى نه عجب * هركه او مدحگر حيدر كرار بود
دست حق نايب مطلق اسد اللّه على * كه به حق وارث پيغمبر مختار بود