تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
زلفين گره‌گير تو آويخته تا دوش * نه نه گرهش باز كنى تا بميان است نوشين‌دهنى دارى چون غاليه‌دان تنگ * نه نه دهنت تنگ‌تر از غاليه‌دان است روى تو درخشنده چو ماه است و چو خورشيد * نه نه چو دل صدر زمين است و زمان است خوانند مر او را به لقب خواجهء اقليم * نه نه لقبش خواجهء اقليم‌ستان است بنمود هنرها ز پى تقويت ملك * نه نه كه هنرهايش يك‌نيمه نهان است

در تهنيت عيد سعيد صيام و مدح صدر اعظم گويد

عيد مبارك رسيد در مه خرداد * خوردن بايد نبيد و داد طرب داد شكر خداوند را كه گل به‌تمامى * بار نبست و نبرد ما را از ياد بلبل بر شاخ گل هنوز غزل‌گوى * فاخته در بوستان هنوز به فرياد بودم يك ماه پارساى زمانه * عيد مرا داد پارسايى بر باد تاختن آورد روزه بر به سر من * از گل سورى هنوز ناستده داد

در مدح حضرت سلطان اوليا و مفخر اوصيا امير المؤمنين

عاشقى بر من امسال به از پار بود * كه يكى دلبر خوش‌خوى مرا يار بود علم عشق مرا كرد نگونسار بتى * كه خداوند سر زلف نگونسار بود در كنار من از آن روى شكفته چو بهار * گل به خرمن بود و لاله به خروار بود حور را ماند و دل شيفته دارد بر من * حور دل‌شيفته هرچند كه دشوار بود گر بود شيفته‌اش حور بهشتى نه عجب * هركه او مدح‌گر حيدر كرار بود دست حق نايب مطلق اسد اللّه على * كه به حق وارث پيغمبر مختار بود
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 596 | رضا قليخان هدايت