مىسرود . ازوست :
مردن هوس است بىتو ما را * اين عمر بس است بىتو ما را
و له
حكمت لميزلى يوسف كنعانى را * گر به زندان فكند كام روا نيز كند
632 سخاى اصفهانى
اسمش محمد زمان خان و خلف الصدق جناب نظام الدولة العلية حاج محمد حسينخان صدر اعظم خاقان صاحبقران طاب ثراه و چندى حكمران يزد بوده گاهى به ميل طبع غزلى مىفرموده :
ز هول قيامت حديث واعظ شهرم * مرا كه بىرخ تو هر شبى است روز قيامت
* * *
هرجا حكايتى شود از كشتگان عشق * اى راويان دهر ز ما هم روايتى
633 سليم كردستانى
ميرزا سليم و مردى صبور و حليم بود و شصت سال عمر نموده و در سنهء 1214 فوت شده ازوست :
تا ز چشم تو رسد مستى سرشار مرا * نيست با آرزوى نشئه مى كار مرا
* * *
كس به دشمن نكند آنچه به من جانم كرد * مرد از هجرش و شرمنده ز جانانم كرد