از جهانديده بر جهانداور * دوجهانش چو خاك و خاكستر
آنكه جست از جهت فلك چه كند * آنكه رست از جهان فدك چه كند
اين فدك بهر تو محك كرد است * نز جهان فدلك اين فدك كرد است
زين جهانى و زين جهان پاك است * گوهر پاك خواجه لولاك است
گوهرى و صدف به يازده در * مادرى و پسر ز يازده حر
سيمين چارمين هشت و چهار * برگ و بىبرگى خزان و بهار
در منقبت حضرت امام على بن حسين ع
ثقل اصغر ستودهء ثقلين * آن حسين را على على را عين
شيمتش بود همچو جد و پدر * چه شود شبل شير شرزهء نر
بود او بعد باب و جد جليل * جبر اشكستههاى جبرائيل
ملك از ملك او خطر جستى * فلك از فلك او گذر جستى
مهر و كينش از در قليل و كثير * جنه كرد از جنان اثر ز اثير
حكمتش حكم بر جهان مىكرد * هرچه مىخواست جمله آن مىكرد
ور نه چون سگ بدند شمر و يزيد * پسر سعد يا عبيد عنيد
شاه بود و ز بنده غم مىداشت * شير بود و ز سگ ستم مىداشت
آب چشمش به ناودان گشتى * ناو بر آب چشم بگذشتى
هم به گردن حديد غل مىكرد * هم به گردون مجره پل مىكرد
در مدح حضرت امام محمد
باقرپور پاكش محمد باقر * باقر علم اول و آخر
احمد از بهر مژده جابر را * باقر علم گفت باقر را
از حسين و حسن بود نسبش * وز حسين و حسن بود حسبش
علم را جوى سلسبيل بود * سلسبيلش همه سبيل بود
سلسبيلى است در بهشت و نعيم * سلسبيلى ز كوثر و تسنيم