تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
به‌سوى منزل آلات ره نخواهد بود * ز جهد تا نشوى رهنورد وادى لا چرا چو نور موحد نه‌اى به معشر انس * چرا چو روح مجرد نه‌اى به صف صفا دميده صور قيامت تو در اريكهء خواب * رسيده سور شفاعت تو در لباس عزا چو كركست ز چه مردارخوارى است هوس * بيا طريق قناعت بورز چون عنقا گرت هواست كه گنج ابد به دست آرى * بزن به دامن احمد ز صدق دست رجا بهينه مقصد كلى ز خلقت آدم * مهينه مطلب اصلى ز فطرت حوا

در مدح و منقب امام والامقام

اى تابدار طرهء آشفتهء نگار * اى مايهء قرار دل‌وجان بىقرار مورى و هست دست سليمانت دستگاه * مارى و هست گنج فريدونت در كنار بلبل نه‌اى همى ز چه پويى به گلستان * سنبل نه‌اى همى ز چه رويى به لاله‌زار جز تار تاب خورد تو و چهر آن پرى * جز جعد پرشكنج تو و روى آن نگار هرگز نديده‌ام كه بود روم در حبش * هرگز نديده‌ام كه بود شام در نهار ژوليده‌اى ز غصه و آشفته‌اى ز غم * چون روزگار دشمن داراى روزگار سلطان دين محمد باقر ظهير شرع * فخر زمين و قطب زمان مركز تبار آن پنجمين امام كه بر نام او زنند * اين پنج گونه نوبت اسلام آشكار قائم‌مقام حيدر صفدر به نص حق * نايب مناب سبط پيمبر ز كردگار

و له ايضا

مگر مسير ز حكم قضا و امر قدر * فتاد را هم و ماندم يكى دو مه ايدر نسيم آن چو نسيم نعيم روح‌افزا * شميم آن چو شميم بهشت جان‌پرور به دامن دمن از سورى آتش نمرود * به ساحت چمن از لاله صنعت آذر