تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
چو بر لشكر كفر شد كار تنگ * فزودند نيرنگ را بر درنگ نمودند از كين خدا دشمنان * كتاب خدا را به نوك سنان بسى گفت‌وگو شد ميان سپاه * ز صلح و ز جنگ و ز آوردگاه ز كار ابو موسى اشعرى * سپاه شه دين شد از دين برى همه بازگشتند از مهر شاه * ز گردان تهى ماند آورگاه شهنشه چو لشكر بدان‌گونه ديد * جهان را پر از ديو وارونه ديد پر از خشم شمشير كين بركشيد * تن آن خوارج به خون دركشيد از آن لشكر كشن بىحد و مر * همه كشته گشتند جز ده نفر ازين راز بس ننگ دارد قلم * كه گويد ز آورد ضحاك و جم

625 رونق كردستانى

اسمش ميرزا عبد اللّه و اصلش از همدان بوده ، اجدادش به سنندج آمده متوقف شده‌اند و وى نيز در آنجا متولد گرديده . در خدمت ولات سنندج منشىباشى بوده‌اند . وى تذكره بر احوال و اشعار شعراى كردستان نگاشته و به نام امان اللّه خان والى ، آن مجموعه را حديقهء امان اللهى نام گذاشته ، از اشعار خود نيز در خاتمهء آن لختى نقل كرده كه منتخب آن است . ازوست :

در نعت حضرت خاتم الانبياء ( ص )

مرا رسيد شبانگه ز عالم بالا * ز فيض هاتف غيبى به گوش هوش ندا كه اى خلاصهء موجود و زبدهء ايجاد * كه اى نقارهء مقصود و قدوهء اشيا مده به دست امل دل كه هيچ درخور نيست * براى مروحهء ديو طرهء حورا فريب آز مخور زان كه بهر پوشش پيل * كجا رواست بريدن ز كسوت بطحا نه كودكى نه بهايم به چشم هوش نگر * چو خاكيانت چه آلودگى به خاك و گيا