تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
وين بخار روح نام جانفزا * صاف اخلاط است و اخلاط از غذا چون فزون ريزى فزون ميرد چراغ * گرچه از روغن صفا گيرد چراغ

هم از قطعات اوست

دشمن و دوست را به راحت و رنج * فرق كردن توان چو مغز از پوست زان كه در حال مكنت و محنت * دوستان دشمنند و دشمن دوست ننهد عادت ستيزه و سوز * آتش تندخوى و خار درشت نتوان كرد پنجه با آتش * بر سر خار كى توان زد مشت اين در آتش همىببايد سوخت * وان به آب اندرون ببايد كشت حريف خام طمع را مده لبالب جام * كه گاه عربده عذر آورد كه باده كند ميار ساده به بزم اندرون كه طبع حريص * چو خورد باده طمع در وصال ساده كند

624 راجى كرمانى رحمه اللّه

نامش بمانى ، و اصلش از زردشتيان ايران و ساكن كرمان بود . به واسطهء سعادت فطرى ذوق اسلام يافت و به خدمت علما و عرفاى كرمان شتافت ؛ بمانعلى نامش دادند و ديدهء حالش را به نور ولايت شاه اوليا گشادند . طبعش موزون و شايق به مداحى ولى حضرت بىچون گرديد . غزوات و واقعات حضرت رسول عربى و وصى حقيقى آن حضرت را منظوم كرد و زياده از بيست هزار بيت به نظم آورد به نام ظهير الدوله ابراهيم خان بنى عم خاقان صاحبقران معنون كرد و مورد الطافها شد و چون درگذشت و نواب شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا به ايالت كرمان رسيد وقتى به حسب تقدير به خدمتى فقير بدان ولايت افتاد و اشعار آن را شنيد و به جمع آن ترغيب كرد مولانا محمد هاشم بن ملا لطف‌على كه در خدمت شاهزاده وكيل وظايف علما بود در اين باب اهتمامى كرد ميرزا مظهر كرمانى متصدى جمع و تربيت آن متفرقات شد و درين دولت
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 471 | رضا قليخان هدايت