تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨

621 رونق كرمانى

اسمش ميرزا محمد حسين ، و از علماى عهد و در كرمان بر مسند ارشاد طلاب متكى بود . جناب ميرزا محمد تقى از وى تلقين ذكر خفى داشته و مولانا احمد ملقب به نظامعلى از مريدان او بوده . فوتش در سنهء 1225 و ازوست :
جز درد بيمار تو را از هر دوا بهبود نه * جز داغ بازار تو را از هيچ سودا سود نه گفتم بجز عاشق‌كشى دانم تو را مقصود نه * فرمان به قتلم مىدهى گفت آرى اما زود نه گفتم وصالت در جهان ممكن بود در عاشقى * گفت آرى اما آن زمان كز هستى او بود نه

622 رشحهء اصفهانى

از موزونان و متوسطان آن شهر ارم بهر بوده و در خدمت آقا محمد كاظم واله اكتساب كمال كرده . ازوست :
روضه‌اى بر خاك پاكش گفته رضوان‌آفرين * جنتى بر سرو باغش گفته طوبى مرحبا از بهاى ياسمينش بىثمن در ثمين * وز فروغ لاله‌اش لعل بدخشان بىبها لاله اندر مرغزارش حيرت نار خليل * آب اندر جويبارش غيرت آب بقا در زمان دولتش ويران بود بنياد جور * در ديار شوكتش معدوم شد رسم جفا بىحساب آمد عطايش همچو اثمار شجر * بىشمار آمد نوالش همچو اوراق گيا

و له ايضا

زهى باغ ارم رتبت خهى كاخ فلك رفعت * ارم صحن تو را بنده فلك بزم تو را چاكر نبودى گر ز شرم اين زلال روشن صافى * نگشتى چشمهء حيوان نهان از چشم اسكندر