621 رونق كرمانى
اسمش ميرزا محمد حسين ، و از علماى عهد و در كرمان بر مسند ارشاد طلاب متكى بود . جناب ميرزا محمد تقى از وى تلقين ذكر خفى داشته و مولانا احمد ملقب به نظامعلى از مريدان او بوده .
فوتش در سنهء 1225 و ازوست :
جز درد بيمار تو را از هر دوا بهبود نه * جز داغ بازار تو را از هيچ سودا سود نه
گفتم بجز عاشقكشى دانم تو را مقصود نه * فرمان به قتلم مىدهى گفت آرى اما زود نه
گفتم وصالت در جهان ممكن بود در عاشقى * گفت آرى اما آن زمان كز هستى او بود نه
622 رشحهء اصفهانى
از موزونان و متوسطان آن شهر ارم بهر بوده و در خدمت آقا محمد كاظم واله اكتساب كمال كرده .
ازوست :
روضهاى بر خاك پاكش گفته رضوانآفرين * جنتى بر سرو باغش گفته طوبى مرحبا
از بهاى ياسمينش بىثمن در ثمين * وز فروغ لالهاش لعل بدخشان بىبها
لاله اندر مرغزارش حيرت نار خليل * آب اندر جويبارش غيرت آب بقا
در زمان دولتش ويران بود بنياد جور * در ديار شوكتش معدوم شد رسم جفا
بىحساب آمد عطايش همچو اثمار شجر * بىشمار آمد نوالش همچو اوراق گيا
و له ايضا
زهى باغ ارم رتبت خهى كاخ فلك رفعت * ارم صحن تو را بنده فلك بزم تو را چاكر
نبودى گر ز شرم اين زلال روشن صافى * نگشتى چشمهء حيوان نهان از چشم اسكندر