مور است خط سبزش اگر راه زند مور * مار است سر زلفش اگر دل شكرد مار
و له ايضا
طرف باغ و صحن بستان ز انقلاب روزگار * گشته چون ديباى رومى بار ديگر زرنگار
آبنوسى شد هوا از جنبش ابر مطير * سند روسى شد زمين از ريزش برگ چنار
گلستان مانا پذيرفته است كيش هندوان * كش به جبهت زعفران هر لحظه مىبينم نگار
نى به راغ ايدر نيوشى جز خروش گردباد * نى ز باغ ايدون برآيد جز غريو آبشار
تا بپوشد چهرهء خورشيد را باد دژم * بر هوا از ابر تارى كله بندد استوار
خسرو دى راند بر اردى و كردش منهزم * كاين سپه را بود افزون انتظام و اقتدار
رايت صرصر ز پيش و لشكر باران ز پس * خنجر بود از يمين و دشنهء برف از يسار
و له
به زير سقف اين فيروزه منظر * بديد آمد ز نو گردون ديگر
چو گردون عارش از مهر فروزان * چو گردون ننگش از ماه منور
ز دستش يك سخا يك بحر لؤلؤ * ز لعلش يكسخن يك مصر شكر
ز رويش پرتوى يك چرخ پروين * ز خلقش نكهتى يك دهر عنبر
ز زهدش نكتهاى يك پارس سلمان * ز صدقش قصهاى يك ملك بوذر
فلك چبود بر كاخ جلالش * پر كاهى بر كوه موقر
بلى بايد چنين اولاد احمد * بلى شايد چنين احفاد حيدر
گرفته جا يكى تن درد و جامه * نهفته رخ يكى جان در دو پيكر
يكى را از نبوت مهر بر پشت * يكى را از ولايت تاج بر سر
يكى از خاك يثرب كرده بالين * يكى از كوه جودى جسته بستر
و له
روز مولود سيد عالم * باد فرخ به مقتداى امم