620 روشن اصفهانى
اسمش ملا محمد صادق و از معارف شعراى معاصرين است . به قدر كفاف تحصيل اخلاق و اوصاف پسنديده كرده ، مردى عاشقپيشه صافىانديشه ، با ذوق و صفاست ؛ و خاطرش مايل به صحبت فضلا و عرفاست از فنون حرفت بله مكسب وراقى ميل كرده و در صحافى با قدرتى وافى است صنايع ديگر هم دارد اكنون سالى دو رفته كه به دارالخلافهء تهران آمده به دسترنج كسب هلال خود سيم حلال و زر عيار به دست كند و بر در دارالامارهء امرا و وزرا پاى ننهد . چنان افتاد كه با منش آشنايى روى داد و ابواب مراودت برگشاد . به توقف تهران لختى راى كرد و در كارخانهء دار الطباعه خاصهء بنده جاى كرد ، كتب نفيسهء دولتى را به سليقهء مستقيم كامل صحيفه و شيرازه كرده ، مجلد همىكند و درين فن مسلم گشته . طبع پخته و ديوانى سنجيده دارد ، و از اشعار اوست :
من قصائده
دوشم به خواب ديده چو گرديد آشنا * ديدم فتاد بر سر من سايهء هما
بر بارگاه قدرم گردون نهاده روى * در پيشگاه صدرم كيوان گرفته جا
تعبير را معاينه كردم كنون كه گشت * بختم بهسوى سيد احرار رهنما
ماه زمين پناه زمان مصدر كمال * بدر سما محيط كرم منبع سخا
مرآت فضل گوهر دانش سپهر جود * ميزان عدل جان خرد جوهر بقا
بحر شرف جهان هنر قبلهء امم * كان حيا سپهر وفا كعبهء صفا
بر ممكنات حكمش جارىتر از قدر * بر كاينات امرش سارىتر از قضا
عيشى كه بىولايش حاصل شود ملال * فقرى كه با رضايش و اصل شود غنا